تصاویر زیبایی از غار حرا

تصاویر زیبایی از غار حرا

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از غار حرا

تصاویر زیبایی از غار حرا

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از غار حرا

تصاویر زیبایی از غار حرا

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از غار حرا

تصاویر زیبایی از غار حرا

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از غار حرا

تصاویر زیبایی از غار حرا

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٦

تصویری از مرقد مطهر پیامبر گرامی اسلام(ص)

تصویری از مرقد مطهر پیامبر گرامی اسلام(ص)

تصویری از مرقد مطهر پیامبر گرامی اسلام(ص)

  

نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

ت   
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

تصاویر زیبایی از بهشت بقیع

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦

تصاویری از محل تولد پیامبر اعظم (ص)

تصاویری از محل تولد پیامبر اعظم (ص)

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦

تصاویری از محل تولد پیامبر اعظم (ص)

خانه‏ای را که رسول خدا(ص) در آن متولد شده، با نام ‏«مولد النبی‏» می‏شناسند. این مکان در نزدیکی مسجد الحرام و در انتهای باب صفا قرار دارد.   
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٦

 

 

مقدمه

مشتاقان حرم خدا و رسول-ص-با سفر به دو حرم شريف،در جستجوى يادگارهايى هستند كه رسول خدا،امير مؤمنان و ديگر صحابيان مخلص رسول الله-ص-از خود بر جاى نهاده‏اند.

آنان علاقه‏مندند تا آثار متبرك موجود در حرمين را شناخته و با حضور در آنها تعلق خاطر خود را به آن بزرگواران نشان دهند و با خواندن نماز و دعا،توشه‏اى براى آخرت خويش برگيرند.

تلاش چند ساله معاونت آموزش و تحقيقات بعثه مقام معظم رهبرى-مد ظله العالى-سبب شده است تا كتابهاى چندى در اين زمينه در اختيار زائران و مشتاقان قرار گيرد.در شمار نخستين آثارى كه در اين باره نشر يافته،همين كتاب بود كه با عجله و با استفاده از مآخذ چندى آماده و نشر گرديد.

در آن زمان نويسنده بيش از هر چيز از مآخذ بهره برده و توفيق تحقيق ميدانى پيش نيامده بود تا اين كه در طى سالهاى گذشته،آثر مزبور چندين بار به چاپ رسيد.دوستان و مشتاقان در ضمن تشويق،يادآور نكاتى مى‏شدند كه براى تكميل و رفع نواقص و خطاهاى كتاب بسيار مفيد بود.نويسنده نيز در طى چند سفر با تحقيقات ميدانى كوشيد تا كتاب حاضر را كاملتر و كم نقص‏تر عرضه كند.

اينك كه تحرير جديد اين كتاب در اختيار عزيزان قرار مى‏گيرد،بالغ بر يك دوم به حجم آن افزوده شده و از بسيارى از موارد رفع اشكال شده است.هدف عمده ما نوشتن اثرى كم حجم براى استفاده عموم زائران مى‏باشد.گفتنى است هنوز هم تذكرات شما عزيزان مى‏تواند راهنماى نويسنده در چاپهاى بعدى كتاب باشد.

رسول جعفريان

جغرافياى كلى جزيرة العرب

جزيرة العرب زمينى است‏خشك كه از سه طرف در حصار آب قرار گرفته;در ناحيه غرب آن، درياى احمر(سرخ)قرار دارد كه حد فاصل جزيرة العرب و قاره آفريقاست.جنوب آن به اقيانوس هند محدود مى‏شود و در شرق آن درياى عمان و خليج فارس واقع است كه جزيرة العرب را از ايران جدا مى‏سازد.تنها در قسمت‏شمالى با عراق و شامات پيوند زمينى دارد.

جزيرة العرب از نظر جغرافيايى به چند ناحيه تقسيم مى‏شود:

1.حجاز;سواحل شرقى درياى احمر را به نام حجاز مى‏شناسند.طبعا حجاز شامل بخشى از ناحيه غربى جزيرة العرب است.

2.تهامه;بخشى از سرزمين جزيرة العرب را تهامه مى‏نامند كه در جنوب حجاز قرار دارد.در تعريفى ديگر،خود حجاز دو ناحيه غربى و شرقى دارد;ناحيه شرقى آن،كه كوهستانى است، حجاز ناميده مى‏شود و قسمت غربى‏اش،كه دشتى سرازير به سوى درياى احمر است،تهامه نام دارد.

3.نجد;قسمت ميانى جزيرة العرب،از شمال به سمت جنوب كه در واقع همسايه شرقى حجاز است،نجد ناميده مى‏شود.

4.عروض;اين نام به بخش وسيعى از جزيرة العرب،كه در ناحيه شرقى است،اطلاق مى‏شود. در اين قسمت،شهرهاى احسا و قطيف واقع است.در حاشيه شرقى و جنوب شرقى جزيره، كشورهاى قطر،بحرين و عمان قرار دارند.

5.يمن;اين سرزمين شامل نواحى جنوبى جزيرة العرب است و يمن جنوبى و يمن شمالى را در بر مى‏گيرد كه خود دو كشور مستقل‏اند.

بدين ترتيب،جزيرة العرب افزون بر آن كه از لحاظ جغرافيايى به مناطق مختلف تقسيم مى‏شود،از لحاظ سياسى نيز كشورهاى چندى در آن قرار دارند.امروزه مهمترين بخش جزيرة العرب،كشور عربستان سعودى است.

حجاز

كلمه حجاز از«حاجز»گرفته شده و به معناى‏«مانع‏»است.اين نام بدين دليل است كه رشته كوه‏«سراة‏»كه از شمال تا جنوب جزيره كشيده شده،دو قسمت را از يكديگر جدا كرده كه در يك سوى آن نجد و در سوى ديگر تهامه قرار گرفته است.بدين ترتيب،اين كوهها مانعى هستند ميان اين دو ناحيه،و حجاز شامل اين منطقه كوهستانى به سمت غرب است. حجاز نيز چون ديگر نواحى جزيرة العرب،بسيار خشك و كم آب است و تنها در برخى از واديها، آبهاى فصلى و يا چاه وجود دارد كه از قديم برخى از قبايل عرب را گرد خود جمع كرده است. به همين دليل،مناطق مسكونى دائم،كمتر در حجاز وجود داشته و در زمان ظهور اسلام تنها چند ناحيه مانند مكه،طائف،يثرب و خيبر به عنوان مراكز شهرى شناخته مى‏شده است.

بخش اول مكه مكرمه

شهر مكه در فاصله هشتاد كيلومترى شرق درياى سرخ قرار دارد و در طول 40 درجه و 9 دقيقه و عرض 31 درجه و 28 دقيقه خط استوا واقع شده و 330 متر از سطح دريا فاصله دارد.

فلسفه پيدايش اين شهر،كه‏«ام القرى‏»نيز نام گرفته،دو چيز است:

1-مركزيت عبادى

2-مركزيت تجارى.

اين شهر«بكه‏»نيز ناميده شده است.درباره نامگذارى آن به‏«مكه‏»اقوال مختلفى نقل شده;از آن جمله:مكه در اصل‏«مك+رب‏»و مك به معناى‏«بيت‏»است:در اين صورت،مكه يعنى بيت العرب يا بيت الله.در نقلى ديگر آمده است كه‏«بك‏»به عنوان يك پسوند،به معناى واحه و وادى آمده;مثل‏«بعل بك‏»كه به معناى وادى بعل است.بدين ترتيب،بر اساس نامى كه بطلميوس براى مكه ذكر كرده يعنى‏«ماكارابا»،بايد اين شهر را به نام‏«وادى رب‏»بشناسيم.برخى هم‏«مكرابا»را از كلمه عربى‏«مقرب‏»گرفته‏اند;اصطلاحى كه به احتمال مربوط به كسانى باشد كه نزديكتر به خدا يا خدايان هستند.

معانى بسيارى براى بكه و مكه گفته‏اند كه بيشتر آن حدسى است. (1) يكى از اجزاى اصلى،در اين نامگذاريها رب و خانه رب است و اين نشان دهنده شكل گيرى اين شهر بر گرد خانه خداوند است.

نام ديگر مكه‏«بلد الامين‏»و«بلد الحرام‏»است كه اين نام به تناسب مركزيت عبادى اين شهر،بر آن اطلاق شده است.

در نوشته‏هاى تاريخى قديمى،از مكه ياد شده است و دليلش آن است كه مسير تجارت از شامات به سمت‏يمن،از اين ناحيه عبور مى‏كرده است.تاريخ بناى مكه را بايد در زمان بناى كعبه جستجو كرد.

مكه در ميان دره‏اى واقع شده و كوهها اطراف آن را گرفته است.تنها چند راه خروجى به سمت‏يمن،درياى سرخ و شام وجود دارد.پايين‏ترين نقطه آن،بطحا است كه در امتداد آن از معلاة مكه به سوى مسفله كعبه قرار گرفته است.مسير بطحا در وادى ابراهيم قرار دارد كه محل عبور سيلابهايى است كه از بخش بالاى مكه در مسير مسجد الحرام فعلى به سمت پايين;يعنى كعبه سرازير شده و از آنجا به بخش مسفله مكه مى‏رود.

مكه قديم به طور عمده در دو سوى بوده،در سمت معلاة گستره آن تنها تا محل مسجد الرايه بوده است.

قرآن از زبان حضرت ابراهيم-ع-مكه را«وادى غير ذى زرع‏»ناميده;يعنى جايگاه خشكى كه با كم آبى مواجه است.پيشتر،چاه زمزم وسيله تامين آب آنجا بود،كه با گذشت زمان چاههاى ديگرى نيز در اطراف آن به وجود آمد.

مكه داراى فضايل بى شمارى است;به ويژه خداوند در استجابت دعاى ابراهيم-ع-حرمت فراوانى براى اين شهر و اهل آن به عنوان اهل الله قائل شده است.

1- مكه و كعبه پيش از اسلام

بناى كعبه به دست ابراهيم (ع)

تاكيد دسته‏اى از روايات بر آن است كه كعبه به دست‏حضرت آدم-ع-ساخته شد.در اين روايات،آغاز مراسم حج نيز زمان حضرت آدم دانسته شده و حتى نامگذارى برخى از نواحى اطراف مكه و نيز مشاعر،در مورد حضرت آدم و همسرش حوا توجيه شده است.اگر اين روايات را بپذيريم،بايد بگوييم مدت زمانى پس از آدم،خانه كعبه چندان محل توجه نبوده تا آن كه حضرت ابراهيم-ع-بار ديگر آن را تجديد بنا كرده است.

در نگاه تاريخى قرآن،تاريخ مكه و كعبه با تاريخ انسان و حاكميت او بر كره خاكى برابر است. آنچه قرآن مجيد بدان تصريح كرده،آن است كه كعبه به دست ابراهيم-ع-ساخته شده است. در عين حال،قرآن اين ديدگاه را نفى نمى‏كند كه زمانى دراز پيش از آن،اين خانه وجود داشته و سپس تخريب شده است.

«و آنگاه كه براى ابراهيم جاى خانه[كعبه]را تهيه ديديم كه چيزى را با من شريك مساز و خانه مرا براى طواف كنندگان و به نماز ايستادگان و ركوع كنندگان سجده‏گر پاكيزه كن.» (2) «و در ميان آدميان بانگ حج در ده تا پياده و بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى آمده باشد، سوى تو آيند.» (3) «و آن هنگام كه ابراهيم پايه‏هاى آن خانه[كعبه]را با اسماعيل بالا مى‏برد، گفتند:پروردگار ما!از ما بپذير،چرا كه شنواى دانا تويى.» (4) در آيه 28 سوره حج و آيات 35 تا 37 سوره ابراهيم نيز از پيوند كعبه با ابراهيم-ع-سخن گفته شده است.ابراهيم-ع-پس از بناى كعبه از خداوند خواست تا اين مكان را حرم امن قرار دهد و خداوند نيز دعاى وى را اجابت كرد.همين امنيت و حرمت بود كه در طى قرنها،مكه را از تجاوز قبائل بدوى حفظ كرد و آن را«شهرى امن‏»يا به تعبير قرآن‏«البلد الامين‏»و«البلد الحرام‏»قرار داد.

داستان آمدن ابراهيم-ع-از اين قرار است كه او به دنبال مشكلى كه با همسرش ساره پيدا كرد،همراه هاجر و فرزندش اسماعيل-ع-بدين ديار آمد و آنها را تنها گذاشت و بازگشت.پس از آن كه چاه زمزم پديد آمد و اسماعيل-ع-و مادر وى هاجر نجات يافتند،آن دو در آنجا به زندگى مشغول شدند تا زمانى كه اسماعيل-ع-سى ساله شد و ابراهيم-ع-بار ديگر به مكه آمد.در اين زمان بود كه آنها با كمك يكديگر خانه كعبه را ساختند.

به دنبال ساخته شدن خانه خدا،عربهاى قبيله جرهم كه در آن نواحى زندگى مى‏كردند و اسماعيل از ميان آنان همسرى اختيار كرده بود،به توحيد و خدا پرستى گرويدند و پس از آن مراسم حج هر ساله برگزار مى‏شد.

نگاهى به داستان آمدن هاجر و اسماعيل-ع-بدين ديار و آنچه كه درباره ابراهيم-ع-و پسرش و مساله قربانى كردن او بيان شده و نيز مطالبى كه درباره رفتن هاجر ميان صفا و مروه براى جستجوى آب نقل كرده‏اند،نشان مى‏دهد كه بيشتر سنتهاى مربوط به حج،برگرفته از همين وقايع است;يعنى وقايع زندگى انسانهاى پاك و موحد،كه يادگار دين توحيد و آيين حنيف بوده‏اند،سر مشقى براى ديگر انسانهاى موحد شد و به عنوان شعائر خداوند باقى ماند.حج در واقع احياى شعائر الهى و پاسدارى از دين توحيدى است.

خداوند دين اسلام را«دين حنيف‏»ناميده و نام‏«مسلمان‏»را براى پيروان اسلام از زبان حضرت ابراهيم-ع-دانسته و خانه را نيز«كعبه‏»،«بيت الحرام‏»،«بيت العتيق‏»و«مسجد الحرام‏»ناميده است.برخى،«بيت المعمور»را نيز نام ديگرى براى كعبه دانسته‏اند.

ساختمان كعبه‏اى كه به دست ابراهيم-ع-ساخته شد،بر اساس برخى نقلها بدين ويژگى‏ها بوده است:ارتفاع حدود 32/4 متر،ديوار شرقى 24 متر،ديوار غربى 10/23 متر،ديوار شمالى 5/16 متر،ديوار جنوبى 15 متر.در آن زمان خانه كعبه سقفى نداشته و ديوارهاى آن از سنگ بوده است.

مكه و كعبه بعد از اسماعيل-ع-

پيشتر گفته شد كه اسماعيل-ع-در ميان عربهاى نواحى اطراف مكه بزرگ شد و از ميان آنان همسرى برگزيد.نسلى را كه از وى به وجود آمد،با نام‏«عربهاى عدنانى‏»مى‏شناسند.اينان در واقع عرب نيستند،بدان جهت كه نژاد اسماعيل-ع-از مردمان بين النهرين بود.از اين روست كه به آنها«مستعربه‏»(عرب شده)مى‏گويند.در برابر عدنانيها،قحطانيها يا عربهاى جنوبى هستند كه به عرب اصيل يا عرب‏«عاربه‏»معروفند.

قبيله‏اى كه اسماعيل-ع-در ميان آنها بود،«جرهم‏»نام داشت كه بعدها از ميان رفتند و در تاريخ گم شدند،به طورى كه نشانى از آنان نماند.در دوره تسلط جرهم بر مكه بود كه مردم موحد اين ناحيه،پس از سالها يگانه پرستى بت پرست‏شدند.آنان به تقليد از يكى از بزرگان خود به نام عمرو بن لحى،بتى را كه وى از شام به مكه آورده بود(هبل)،مورد پرستش قرار دادند.در عين حال كه اعتقاد به خانه كعبه و خداى كعبه(رب البيت)نيز داشتند.روز به روز،بر تعداد بتها افزوده شد تا آنجا كه به هنگام ظهور اسلام،بنا به اظهار برخى از منابع،قريب 360 بت در اطراف خانه كعبه قرار داشته است.

بعد از جرهم،قبيله خزاعه بر مكه تسلط يافت و سپس به تدريج قريش توانست مكه را از دست آنها خارج سازد و خود بر اوضاع مسلط شود.تاريخ احتمالى تسلط قريش بر مكه،حدود دو قرن پيش از هجرت بوده است.

قريش در مكه

قصى بن كلاب داماد رئيس قبيله خزاعه بود.او توانست پس از مرگ پدر همسرش،با گرد هم آوردن و متحد ساختن خانواده‏هاى متفرق قريش،كه در اطراف مكه زندگى مى‏كردند،بر مكه تسلط يابد.قصى در آبادانى مكه كوشيد و دار الندوه را براى مشاوره رؤساى خاندانهاى قريش ساخت و سرو سامانى به مكه داد.وى اداره امور مكه را تحت عنوانهاى‏«پرچمدارى‏»، «پرده‏دارى كعبه‏»،«سقايت‏حجاج‏»و...تقسيم كرد و هر قسمت را به يكى از خانواده‏ها سپرد. نوشته‏اند كه او در بازسازى كعبه نيز تلاشهايى داشته است.پيش از قصى،اطراف كعبه تا فاصله زيادى از سكنه خالى بوده است;اما قصى آنها را در نزديكى كعبه گرد آورد و تنها به اندازه طواف،محدوده‏اى را باقى گذاشت.

پس از قصى،فرزندان وى عبد مناف و عبد الدار و بعد از آن نيز هاشم فرزند عبد مناف و عبد المطلب فرزند هاشم در مكه نفوذ فراوانى داشتند.در زمان هاشم بود كه مكه به يك مركزيت تجارى مهم تبديل شد و قريش به كار تجارت در بلاد دور دست پرداختند.قرآن در سوره قريش به اين مساله اشاره كرده است.

زمانى كه قصى بن كلاب قريش را در مكه فراهم آورد،هر طايفه‏اى از آنان را در بخشى از مكه سكونت داد.او قسمت‏«وجه كعبه‏»يعنى معلاة يا بالاى مكه را،كه شامل شعب ابى طالب به سمت بالا مى‏شد،براى خود و فرزندانش برگزيد.به همين دليل فرزندان وى همه در اين بخش سكونت داشتند.بخش اجياد(شامل اجياد كبير و صغير در پشت كوه ابو قبيس)را به بنى مخزوم داد.منطقه مسفله مكه در اختيار بنى جمح قرار گرفت و بنى سهم در ثنيه سفلى، كه امروزه به نام‏«شبيكه‏»معروف است،سكونت داده شدند.طايفه بنى عدى را(كه عمر از آن تيره است)در پايين ثنيه مزبور،جايى كه امروزه به جبل عمر معروف است،سكونت داد. (5)

ابرهه و مكه

قبايل عرب در گوشه و كنار جزيرة العرب براى زيارت و تجارت به مكه مى‏آمدند.برخى از آنها كه تمايل به چنين كارى نداشتند،كعبه‏هايى در ديار خود ساخته بودند.گفته‏اند كه تعداد اين كعبه‏ها بيش از ده بوده است كه البته مورد توجه چندانى قرار نمى‏گرفتند.زمانى كه ابرهه حبشى بر يمن تسلط يافت،همين حسادت در او پديد آمد،وى كه مسيحى بود،خواست تا عربها به جاى زيارت كعبه به زيارت كليساى ساخته او بروند.به نظر مى‏رسد او در پى توسعه مسيحيت بوده است.اما وقتى با مقاومت عربها روبرو شد،تصميم گرفت به مكه حمله كند و كعبه را ويران سازد.اين واقعه در سالى كه رسول خدا-ص-متولد شد(عام الفيل)،رخ داده است.ابرهه به مكه حمله كرد،اما به قدرت الهى گرفتار عذاب گشت و خود و سپاهيانش كشته شدند.سوره فيل در قرآن به اين واقعه مهم تاريخى اشاره كرده است.پس از اين قضيه بر اهميت كعبه افزوده شد و عربها احترام بيشترى به آن و ساكنان مكه مى‏گذاشتند.

بناى كعبه به دست قريش

زمانى كه رسول خدا-ص-سى و پنج‏سال داشت،كعبه به دنبال جارى شدن سيل از طريق معلاة مكه به سمت مسجد الحرام ويران شد.

پس از آن،قريش اجتماع كردند و مصمم بر ساختن مجدد آن شدند.آنان شرط كردند كه در ساختمان خانه جز مال حلال به كار نگيرند،اما چون مال حلالى كه به دست مى‏آمد كافى نبود!از اين روى هر طايفه از قريش ساختن گوشه‏اى از آن را به عهده گرفت و بدين سان ساختمان كعبه سامان يافت.آنگاه كه ساختمان كعبه به پايان آمد،نوبت به نصب حجر الاسود رسيد،سنگ مقدسى كه بسيار مورد عنايت بود.آنان در نصب سنگ با يكديگر مجادله كردند و نزديك بود كه به كشتار منجر شود،اما درايت رسول خدا-ص-باعث‏شد تا سنگ را در پارچه‏اى نهادند و هر كس گوشه‏اى از آن را گرفت و تا نزديكى محل نصب آوردند.آنگاه رسول خدا-ص-آن را گرفته،در جايگاه خود قرار داد.

ارتفاع كعبه در اين بنا تا 64/8 متر رسيد.سقفى نيز براى آن قرار داده شد كه آب آن به وسيله ناودانى،در ناحيه‏اى كه حجر اسماعيل قرار داشت و اكنون نيز همانجاست،مى‏ريخت.داخل كعبه نيز با رنگ آميزى و تصاويرى از ابراهيم و نيز مريم مقدس در حالى كه عيسى-ع-را در بغل داشت!تزيين شده بود.

از مهمترين وقايعى كه در فاصله ساختن كعبه به دست قريش تا ظهور اسلام در مورد كعبه روى دادن،تولد امير مؤمنان على-ع-در خانه كعبه است.در اين باره نقلهاى تاريخى بسيارى وجود دارد كه جاى ترديد براى محققان باقى نمى‏گذارد.اين شرافتى است براى امير مؤمنان-ع-و مادرش فاطمه بنت اسد كه رسول خدا-ص-او را چونان مادرش دوست مى‏داشت،چرا كه بهر روى رسول خدا-ص-بخشى از دوران طفوليت را در خانه ابو طالب سپرى كرده بود.

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٦

 

 

ظهور اسلام در مكه تا هجرت

محمد،پيامبر خدا در عام الفيل متولد شد و با تولد او نور خداوندى بر كره خاكى تابيدن گرفت.طاق كسرى فرو ريخت،درياچه ساوه خشكيد و آتش آتشكده فارس خاموش شد.آن حضرت،پدر بزرگوارش را نديد و مادرش نيز در ششمين سال تولد او زندگى را بدرود گفت.تا دو سال جدش عبد المطلب،شخصيت برجسته مكه،سرپرستى او را بر عهده داشت و آنگاه كه او در گذشت،ابو طالب،عموى بزرگوارش وى را سرپرستى كرد.در بيست و پنج‏سالگى خديجه را به همسرى برگزيد و پس از گذشت پانزده سال از اين پيوند،(در چهل سالگى)به پيامبرى بر انگيخته شد.او فردى مورد اعتماد،امين و صادق بود كه در اواخر،هر سال،يك ماه را به عبادت در غار حرا بسر مى‏برد و هرگز كسى از وى خاطره‏اى بد در ذهن نداشت. پيامبر تا سه سال دعوت آشكار نداشت و توانست به طور مخفى،جمعى از مردمان پاك فطرت را به دين مبين اسلام در آورد.نخستين مسلمان،على-ع-و دومين آن،حضرت خديجه كبرى-سلام الله عليها-بود.با آشكار شدن دعوت،دشمنى قريش نيز آغاز شد.ابو جهل،عتبه بن ربيعه و ابو سفيان بدترين آزارها را نسبت به وى و پيروانش رساندند;اما آنان نيز سر سختانه مقاومت كردند.

در سال پنجم بعثت،گروهى از مسلمانان مخفيانه از مكه هجرت كردند و با عبور از درياى سرخ،به حبشه رفتند تا از فشار مشركان در امان باشند.سالهاى پس از آن،پيامبر-ص-در تحت‏حمايت ابو طالب و ديگر افراد بنى هاشم-غير از ابو لهب-در مكه زندگى مى‏كرد.حمايت ابو طالب نقش بسيار مهمى در حفاظت از رسول خدا-ص-داشت.زمانى كه قريش نتوانستند ابو طالب را به ترك حمايت از رسول خدا-ص-وادار كنند،پيمان اتحادى را بر ضد بنى هاشم امضا كردند.اين پيمان كه در سال هفتم بعثت امضا شد،بنى هاشم را محصور در شعب ابى طالب كرد و قريش از داشتن روابط اقتصادى و خانوادگى با آنان خوددارى كردند.شكستن اين پيمان از ديد قريش تنها زمانى ممكن بود كه بنى هاشم دست از حمايت رسول خدا-ص-بردارند و او را به قريش تحويل دهند!

سر انجام پس از سه سال سختى و مرارت،قريش با سرافكندگى پيمان خود را لغو كرده و بنى هاشم با سرافرازى زندگى عادى خود را از سر گرفتند.

ديرى نپاييد كه دو يار ديرين پيامبر;ابو طالب و خديجه،يكى پس از ديگرى رحلت كردند و سال دهم بعثت به مناسبت درگذشت اين دو يار،«عام الحزن‏»;يعنى سال اندوه نامگذارى شد.

در سال يازدهم بعثت بارقه اميدى از سوى يثرب درخشيد و تنى چند از مردم آن سرزمين با اسلام آشنا شدند.سپس در سالهاى دوازدهم و سيزدهم بر شمار آنها افزوده شد.بدين ترتيب، اسلام كه در مكه و در كنار خانه خدا در حصار مشركان بد طينت زندانى شده بود،در بيرون مكه و در يثرب خود را آزاد يافت.

مكه خاطره سيزده سال نخست بعثت را به همراه دارد كه در يك سو دشمنان مشرك رسول خدا-ص-قرار داشتند و در سوى ديگر آن حضرت با يارانى معدود اما مقاوم كه در زير شكنجه‏هاى سهمگين مشركان فرياد«احد،احد»آنان فضاى شهر مكه را پر كرده بود.آن زمان قبله مسلمانان به سوى بيت المقدس بود،اما مسجد الحرام و كعبه مقامى بس والا داشت.

رسول خدا-ص-در سال سيزدهم بعثت،به دعوت مردم يثرب راهى آن ديار شد و مكه براى مدتى كوتاه در اختيار مشركان قرار گرفت.بعدها در سال هفتم هجرت بود كه توانست‏سه روز براى عمره به مكه درآيد،و سر انجام،در سال هشتم هجرت اين شهر را،كه مركز توحيد ابراهيم بود،از لوث وجود مشركان نجس و بتها پاك گرداند.

پيش از آن،در سال دوم هجرت،قبله مسلمانان از بيت المقدس به سوى كعبه تغيير كرد و اين نشان داد كه مكه و كعبه پايگاه اصلى اسلام بوده و خواهد بود.اين اقدام علاوه بر پيروزى فرهنگى بر يهود،پيروزى بر قريش نيز بود كه كعبه را در انحصار خود و عقايد شرك آلودشان قرار داده بودند.

توسعه مسجد الحرام در سال هفدهم هجرت

پيروزى اسلام در مكه،باعث‏شد تا خانه خدا و اطراف آن،از لوث بتها پاك شود و اذان بلال كه شعار توحيد بود،در فضاى مكه طنين افكند.تا اين زمان هيچ حصارى در اطراف مسجد الحرام نبود.تنها در اطراف كعبه،آن سوى محدوده‏اى كه براى طواف وجود داشت،خانه‏هاى عربها بنا شده بود.با گسترش اسلام و افزوده شدن بر شمار مسلمانان،احساس شد كه بايد محدوده طواف وسيع‏تر شود.از اين رو،خليفه دوم دستور داد تا خانه‏هاى اطراف را بخرند و خراب كنند و به محدوده مسجد بيفزايند.همچنين،او دستور داد تا ديوارى در اطراف مسجد بكشند و درهايى نيز در آن گشوده شود و مشعلهايى بر فراز ديوارها نصب گردد تا در شب روشنايى دهد.پرده‏هاى جديد كعبه جاى پرده‏هاى پيش را گرفت و از آنجا كه كعبه و مسجد در معرض سيل بود،كوشش شد تا سيل بندهايى در اطراف آن احداث شود تا از هجوم آب و سرازير شدن آن به مسجد جلوگيرى كند.در اين زمان به مردمى كه در اطراف كعبه ساكن بودند دستور داده شد بناهاى خود را بالاتر از كعبه نبرند تا موقعيت كعبه و مسجد نمايان باشد.

پس از توسعه‏اى كه خليفه دوم در سال هفدهم هجرى صورت داد،خليفه سوم در سال بيست و شش هجرت،بار ديگر به محدوده مسجد افزود.او دستور داد تا خانه‏هايى را در اطراف مسجد بخرند و آنها را ضميمه مسجد سازند.ميان او و برخى از صاحبان خانه‏ها درگيرى پيش آمد كه سرانجام برخى از آنها راضى شدند و برخى نيز ناراضى باقى ماندند.خليفه سوم، همزمان با توسعه مساحت مسجد;دستور داد تا رواقهايى نيز براى مسجد ساخته شود.تا آن زمان مسجد،يعنى محيط اطراف كعبه،بدون سقف بود و اين نخستين بار بود كه در بخشهايى از آن سقف ساخته شد.

تخريب و بناى مجدد كعبه در سال 64 ه.ق.

در سال 64 ه.ق.عبد الله بن زبير شورش كرد و شهر مكه را به عنوان مركز حكومت‏خود برگزيد.سپاهيان شام كه در پى براندازى حكومت زبيريان بودند،براى تصرف آن ابتدا به مدينه رفتند و پس از سركوبى قيام آن شهر،به سوى مكه آمدند.آنها بر فراز كوههاى اطراف رفته،شهر مكه را در حصار خود گرفتند و با نصب منجنيق،شهر مكه را با آتش و سنگ مورد حمله قرار دادند.در اين درگيريها،پرده كعبه آتش گرفت و پس از آن كعبه نيز ويران شد.در همين حال،خبر مرگ يزيد به سپاهيان شام رسيد و آنان باز گشتند.

عبد الله بن زبير،على رغم مخالفت برخى از اصحاب،باقى مانده ديوار كعبه را نيز برداشت و مجددا از اساس آن را ساخت.او كوشيد در بناى جديد،تغييرى را كه قريش در ساختمان كعبه داده و مقدارى از مساحت آن را در سمت‏حجر اسماعيل كاسته بودند،به كنارى نهد و كعبه را به همان شكل پيش از بناى قريش در آورد.بعلاوه،ابن زبير در ناحيه حجر اسماعيل بر مساحت مسجد افزود و دو در براى كعبه قرار داد.

چند سال بعد،شهر مكه در سال 73 ه.ق.به دست‏حجاج بن يوسف ثقفى گشوده شد و عبد الله بن زبير به قتل رسيد.حجاج بن يوسف با نوشتن نامه‏اى به عبد الملك بن مروان خليفه وقت،از وى خواست تا اجازه دهد كعبه را به شكل قبلى در آورد و آنچه را كه ابن زبير بر آن افزوده بود،كم كند.عبد الملك اجازه داد تا كعبه مجددا داراى يك در باشد و آن مقدار كه از حجر اسماعيل داخل در كعبه شده بود،بر حجر افزوده شود.نوشته‏اند كه بعدها عبد الملك از اين دستور خود پشيمان شد،چرا كه گفته مى‏شد عبد الله بن زبير بر اساس روايتى از رسول خدا-ص-آن تغييرات را ايجاد كرده بود.

سالها بعد،منصور عباسى در انديشه بازسازى آن بر اساس بناى ابن زبير بود كه مالك بن انس او را از اين كار نهى كرد و گفت كه كعبه را ملعبه دست ملوك قرار ندهد،به طورى كه هر روز كسى از آن كم و زياد كرده،هيبت آن را از بين ببرد.

مصالح ساختمانى مورد استفاده در بناى كعبه،سنگهاى سياهى بود كه از كوههاى اطراف مى‏آوردند.به همين دليل بناى آن بسيار مستحكم و استوار است.

قرار گرفتن كعبه در امتداد وادى ابراهيم،سبب مى‏شد كه سيل به آن آسيب رساند.در اصل مسير اين سيل و وادى،همان طريق(راه)مسجد الحرام است كه آب را به سمت‏حرم سوق مى‏دهد.پيش از اين از زمان صدر اسلام در محل مسجد الرايه كه آن را مسجد الردم الاعلى مى‏ناميده‏اند،سيل بندى ساخته مى‏شد.با اين حال بيشتر اوقات سيل به سوى مسجد الحرام روانه شده و آن را مملو از آب مى‏كرد.مردم مكه براى هر يك از اين سيلهاى هولناك نامى انتخاب مى‏كردند و شمارش آنها را داشتند. (1) فهرست‏سيلهايى كه تا سال 1350 قمرى در مكه جارى شده و در كتابهاى تاريخ ثبت گرديده،هشتاد و پنج‏سيل است. (2) بعد از آن هم در سال 1384 سيل مهمى در مكه آمد كه عكسهاى آن باقى است.

در سال 1039 در مكه سيلى آمد كه منجر به خرابى مهمى در بناى كعبه شد.گزارش اين سيل و نيز گزارش تجديد بناى ديوارهاى افتاده را ملا زين العابدين كاشانى از علماى برجسته شيعه در رساله كوچكى به نام‏«مفرحة الانام فى تاسيس بيت الله الحرام‏»نوشته است. (3) او در آغاز رساله خود نوشته است:

«روز چهار شنبه نوزدهم شعبان 1039 سيل عظيمى داخل مسجد الحرام شد و آب به درون كعبه شريفه در آمد به قدر قامت فقير و يك شبر و دو انگشت...و خرابى بسيار در مكه معظمه واقع شد و چهار صد و چهل و دو كس در سيل هلاك شدند;از آن جمله معلمى مع سى طفل در مسجد الحرام بوده و سيل از ابواب مسجد داخل مى‏شده،نتوانسته‏اند كه بيرون آيند و كسى نيز نتوانست به ايشان رسيد و آب از سر ايشان گذشت...»

وى سپس شرحى مبسوط از چگونگى مسجد الحرام و تجديد بناى ديوار كعبه و نقش خود در آن بيان كرده است.گويا از زمان آن تجديد بنا تاكنون،جز اصلاحات جزئى،بناى كعبه تعمير نشده است. (4)

توسعه مسجد الحرام در سال 91 ه.ق.

وليد بن عبد الملك يكى از خلفاى اموى است كه خلافتش از سال 86 تا 96 ه.ق.به طول انجاميد.وى در دوره‏اى حكومت مى‏كرد كه خزانه بيت المال مملو از غنائم و اموالى بود كه به عنوان خراج از اطراف و اكناف به شام مى‏رسيد.او خليفه‏اى بود اهل رفاه و علاقه‏مند به ساختن بناهاى با شكوه و پر عظمت!از اين رو،علاوه بر ساختن مسجدى در دمشق و توسعه مسجد النبى و بسيارى از اماكن مدينه،بر مساحت مسجد الحرام نيز افزود و آن را باز سازى كرد.وليد بن عبد الملك رواقهايى در اطراف مسجد ساخت و آنها را با ستونهايى عظيم سرپا نگاه داشت.اين ستونها به صورت زيبايى تزيين شده و در قسمتهايى از آنها طلا به كار رفته بود.وليد ناودان خانه خدا را نيز از طلا ساخت كه اكنون هم به همين نام شهرت دارد.

ساختمان مسجد در عهد عباسيان

منصور،دومين خليفه عباسى(خلافت از 136 تا 158 ه.ق.)،در سفرى كه براى حج به مكه آمد، مشاهده كرد كه مسجد گنجايش جمعيت مسلمانانى را كه براى اداى حج مى‏آيند،ندارد.از اين رو،مصمم شد تا با خريدن خانه‏هاى اطراف و ضميمه كردن آنها به مسجد،به توسعه آن اقدام كند.مردمى كه صاحب خانه‏هاى اطراف بودند با او مخالفت كردند،اما سپس به فروش خانه‏هاى خود رضايت دادند.

در اين افزايش،مساحت مسجد،نسبت به آنچه پيش از آن بود،دو برابر شد.اين افزايش در جهت‏شمال و غرب مسجد صورت گرفت.اين بار نيز رواقهايى براى مسجد در اطراف آن ساخته شد.علاوه بر آن،مناره‏اى نيز در ركن غربى مسجد احداث گرديد.تزيينات مسجد بر روى ديوارها و ستونها نيز قابل توجه بود.بناى مسجد در سال 140 هجرى خاتمه يافت.

مهدى عباسى فرزند منصور،(خلافت از 158 تا 169 ه.ق.)در سال 161 ه.ق.مصمم به افزايش مجدد مساحت مسجد شد و خانه‏هاى بيشترى را خريدارى و به مسجد ضميمه كرد.همو بود كه درهاى متعددى را در اطراف مسجد گشود كه تا قرنها بعد به همان صورت باقى ماند.در نقشه‏اى،درها و اسامى آنها مشخص شده است.

مهدى عباسى در سال 164 از كاردانان خواست كه طراحى بيابند تا مسجد از ناحيه جنوبى نيز وسعت‏يابد،به طورى كه به صورت تقريبى،مسجد به شكل مربعى در آيد كه كعبه در ميانه آن قرار گيرد.بدين ترتيب،مجددا مساحت مسجد افزايش يافت و رواقهايى در اطراف آن ساخته شد و ستونهايى بر افراشته گرديد.اين ستونها هنوز بر جاى مانده و كتيبه‏اى كه يادگار دوره مهدى عباسى است بر آن باقى مانده است.

پس از مهدى عباسى،در زمان معتضد و مقتدر عباسى،قسمتهاى كوچكى به بخشهاى شمالى و غربى مسجد افزوده شد.و اين در نقشه‏اى كه خواهد آمد،نشان داده شده است.پس از آن،جز بازسازيهاى اصلاحى كه هر از چندى وسيله خلفا و اميران در مسجد الحرام صورت مى‏گرفت،مساحت مسجد افزايش نيافت تا آن كه در عهد سعوديها در دو مرحله،بر وسعت مسجد در حد بسيار زيادى افزوده شد.آخرين مساحتى كه تا قبل از افزايش سعوديها براى مسجد ذكر شده،در حدود سى هزار متر مربع است.

مسجد الحرام در دوره سعوديها

در سال 1368 ه.ق.،عبد العزيز سعودى دستور داد تا مسجد را از هر سو توسعه دهند.اين توسعه كه از سال 1375 ه.ق.آغاز شد،مساحت مسجد را تا 160861 متر رساند.اين مقدار مساحت براى جمعيت نمازگزارى بالغ بر سيصد هزار تن در نظر گرفته شده بود.تعداد درهاى مسجد نيز در اين افزايش تا رقم 64 رسيد.

در سال 1409 ه.ق.،ملك فهد مصمم شد تا با افزايش جديدى در مساحت مسجد،از خود يادگارى بر جاى بگذارد!اين افزايش در سمت غربى مسجد صورت گرفت كه شامل 76000 متر مربع بود.

در افزايش جديد،علاوه بر ساختمانهاى زيادى كه بنا شد،از نظر تزيينات و نيز وسايل رفاه براى رفت و آمد حجاج و همچنين ايجاد طبقه فوقانى،نصب وسايل تهويه،نور و...كارهاى زيادى صورت گرفته است،به طورى كه جز در قسمت مربوط به كعبه و برخى از ستونهاى قديمى،مسجد شباهتى به وضعيت‏سابق آن ندارد.

مكه و كعبه بعد از اسلام

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٦

 

 

بخشهاى مسجد الحرام

ساختمان كعبه

پيشتر گفتيم كه بناى كعبه از زمان عبد الله بن زبير تاكنون،به همان شكل باقى مانده است. اين بنا 85/14 متر ارتفاع دارد و طول قسمتى كه در كعبه در آن سو واقع شده 58/11 و طول قسمت‏حجر اسماعيل 22/10 متر است.بناى كعبه از سنگهاى سياه و سختى ساخته شده كه با كنار زدن پرده از روى آن،كاملا آشكار است.پايه‏هاى آن از سرب مذاب ساخته شده و بدين ترتيب بنايى است محكم و استوار.كف داخلى خانه كعبه از سطح زمين به اندازه 5/1 متر بالاتر است.پيش از بناى قريش،كعبه دو در داشته است:يكى در ناحيه شرقى و ديگرى در ناحيه غربى،كه از يكى وارد و از ديگرى خارج مى‏شده‏اند،اما قريش تنها در ناحيه شرقى آن درى نصب كرد.همان گونه كه گذشت بعدها ابن زبير در ديگرى نيز گشود كه به وسيله حجاج بن يوسف بسته شد و اكنون نيز همان در باقى مانده است. اين در تاكنون چند بار عوض شده، آخرين بار در سال 1398 ه.ق.به دستور خالد بن عبد العزيز در جديدى ساخته و نصب گرديد. ساختمان كعبه نيز از ششصد سال پيش تا قرن اخير تعمير نشده بود،ولى در سال 1377 ه.ق. به دستور سعود بن عبد العزيز در آن تعميراتى صورت گرفت.

سقف كعبه به صورت دو سقفى است و با پايه‏هاى چوبى،كه در ميانه آن در يك رديف قرار گرفته،نگهدارى مى‏شود.اطراف آن سنگهاى مرمر نصب شده و در كنار آن پلكانى قرار دارد كه براى رسيدن به سقف بالايى تعبيه شده است.

افزون بر توضيحى كه گذشت توضيح ذيل را از زبان مسؤول فعلى كعبه كه از خاندان آل شيبه بوده و اينان از پيش از اسلام سدانت كعبه را در اختيار داشته‏اند،مى‏آوريم:

«بناى آن از سنگ سخت(الحجارة الصلبة الزقاء)است.ارتفاع آن در حدود پانزده متر(به طور دقيق 85/14)و طول جهتى كه حجر(اسماعيل)در آن است و وجه برابرش ده متر و ده(به طور دقيق 22/10)سانتى متر است و طول دو ضلع ديگر دوازده(به طور دقيق 58/11)متر است.زاويه‏هاى كعبه نيز تقريبا به سمت جهات اربعه;شمال،جنوب،شرق و غرب است.حجر الاسود در ارتفاع يك متر و نيمى از زمين قرار گرفته و در كعبه نيز دو مترى از زمين مطاف ارتفاع دارد و با نردبان بايد بالا رفت.كعبه از دريا حدود 300 متر بالاتر است و موقعيت آن در 21 درجه و 38 دقيقه عرض شمالى و درجه چهل و دقيقه نه طولى و شرقى است.محل كعبه تقريبا در وسط مسجد الحرام است و بيشتر به ضلع شرقى-جنوبى مسجد الحرام نزديك است تا به دو ضلع ديگر.

اطراف كعبه،ميدان مطاف است و اين يك دايره مستطيلى است كه قطر شمالى-جنوبى آن 51 متر و قطر شرقى-غربى آن 41 متر است.دايره مطاف كه خارج از مستطيل كعبه است در غرب و جنوب با فاصله 51 متر و شرق و شمال 41 متر است.زمانى كه ما در جهت‏شرقى از طرف باب السلام يا باب النبى وارد مسجد الحرام شويم و به كعبه نگاه كنيم،مى‏بينيم اين خانه،از پارچه‏اى سياه كه آياتى از قرآن را بر آن بافته‏اند،پوشيده شده و با احتشام و جبروت جلوه كرده.اين آيات قرآنى با رشته نقره‏اى طلا فام بر آن بافته شده و اطراف آن را گرفته است.كعبه نيز پوشيده از نقره‏اى است كه با طلاى خالص روى آن را گرفته و آياتى كه با طلاى تمام بر روى آن برجسته شده است.» (1)

پرده كعبه

گفته شده كه براى نخستين بار حضرت اسماعيل-ع-پرده‏اى بر روى كعبه كشيده است. بعدها قريش نيز چنين مى‏كردند و پرده‏دارى كعبه براى آنان منصبى ويژه به حساب مى‏آمد. رسول خدا-ص-نيز پس از فتح مكه پرده آن را عوض كرد.بعدها هميشه يكى از كارهاى خلفا و اميران توجه به همين پرده و تعويض سالانه آن بوده است.گفتنى است كه بافتن پرده كعبه از نظر سياسى،بسيار با اهميت و براى بافنده آن مايه افتخار بوده است.در ميان دولتهاى اسلامى،در زمانى كه در هر گوشه‏اى از دنياى اسلام دولتى حاكم بود،آنهايى موفق به داشتن اين افتخار مى‏شدند كه از قدرت سياسى بالاترى برخودار بودند.زمانى كه دولت‏سعودى قوام يافت،كوشيد تا خود اين اقدام را انجام داده و به اين وسيله نفوذ ديگردولتها را در زمينه امور دينى حج قطع كند.به هر روى گزارش زير درباره وضعيت پرده در دوران سعودى است:

«زمانى كه عبد العزيز در سال 1343 ه.ق.برابر 1924 م.زمام امور حجاز را به دست گرفت،در سال 1346 ه.ق.برابر 1927 م.فرمان داد تا كارگاه بافت ويژه‏اى براى تهيه و بافت جامه كعبه مشرفه احداث گردد و بى درنگ كار احداث آن در ماه محرم سال 1346 ه.ق.آغاز و در ماه رجب سال مذكور پايان يافت.در اين كارگاه جامه كعبه تهيه گرديد.اين جامه از ابريشم طبيعى و خالص به وسيله سعوديها و هنديها بافته شد.

كارگاه مزبور به همين منوال همه ساله يك پوشش را براى كعبه مشرفه تهيه مى‏نمود تا اين كه سال 1352 ه.ق. 1932 م.فرا رسيد.در اين سال نخستين جامه كعبه تنها به وسيله خود عربستان سعودى تهيه شد.

در سال 1958 م.بار ديگر مصر به تهيه جامه كعبه رغبت نشان داد و پس از اصرار مصر،ملك عبد العزيز موافقت نمود تا مصر به تهيه جامه كعبه بپردازد.اما بار ديگر مصر در سال 1381 ه. ق. 1961 م.روى علل سياسى از آماده نمودن پرده امتناع ورزيد و آنگاه ملك عبد العزيز تصميم گرفت تا كارگاه بافندگى جامه كعبه را بار ديگر آغاز نمايد.كارگاه مزبور از سال 1384 ه. كار خود را شروع كرد و تا امروز ادامه دارد.

عربستان سعودى در سال 1357 ه.ق. 1938 م.كارگاه توليد و آماده سازى پرده كعبه مشرفه را در مساحت 1500 متر احداث نمود.در ابتدا كليه وسايل و ابزار آن دستى و معمولى بود،اما در سال 1392 ه.ق. 1972 م.دستور داده شد تا كارگاه جديد در مساحت صد هزار متر مربع احداث گردد،ملك فهد كه در آن وقت پست معاون دوم رئيس شوراى وزيران و وزير كشور را عهده‏دار بود،سنگ بناى آن را گذاشت و در سال 1395 ه.ق. 1975 م. هنگامى كه وليعهد كشور بود آن كارگاه را افتتاح نمود.

كارگاه جديد شامل دو بخش است:

در بخش نخست آن پوشش داخلى كعبه و پرده و كمربند آن بافته شده و روى آن به رشته‏هاى نقره‏اى طلا فام،تزيين مى‏گردد،اما در بخش دوم آن كه به ابزارهاى مدرن مجهز مى‏باشد،جامه خارجى كعبه مشرفه بافته مى‏شود.

بخشهاى ديگر اين كارگاه عبارتند از:

1-بخش بافندگى خودكار كه در آن قالى‏ها و فرشهاى مساجد توليد مى‏گردد.

2-بخش رنگ آميزى كه در آن ابريشم مورد استفاده جامه كعبه رنگ آميزى مى‏گردد.

3-بخش اصلاح و مرمت كارى كه عهده‏دار اصلاح ماشينهاى بافت و ابزار مدرن در اين كارگاه مى‏باشد.»

ويژگيهاى جامه كعبه

جامه كعبه از 54 قطعه تركيب يافته كه طول هر قطعه آن 14 متر و پهناى آن 95 سانتى متر است،مساحت كلى آن به 2650 متر مربع بالغ مى‏گردد.كمربند آن از 16 قطعه تركيب يافته و محيط آن 45 متر و پهناى آن 95 سانتى متر است.

براى تهيه جامه كعبه به 670 كيلو گرم ابريشم سفيد خالص نياز است تا با 720 كيلو گرم مواد رنگ آميزى صورت گيرد،اما كمربند و پرده دروازه كعبه رشته‏هاى نقره‏اى و طلا فام نياز دارد كه وزن مجموع آن به 120 كيلو گرم مى‏رسد.

كسوه كعبه داراى دو بخش است;يكى پوشش ظاهرى كه هميشه رنگ سياه دارد و ديگر پرده داخلى كه داراى رنگ غير سياه است.

پرده دروازه كعبه،كه به‏«برقع‏»مسمى است،از عين پارچه ابريشمى سياه ساخته شده و در روى آن آيات قرآن كريم نگارش يافته است و با عين رسم الخط در بالاى آن نوشته شده است. اين كسوه در مكه مكرمه ساخته شده و به كعبه مشرفه اهدا گرديده است.در پايين آن اين جمله نقش گرديده است:«خادم الحرمين الشريفين الملك فهد بن عبد العزيز آل سعود تقبل الله منه‏».

هزينه تهيه جامه كعبه مشرفه به 17 ميليون ريال سعودى بالغ مى‏گردد.

آيات قرآن در روى جامه كعبه:

در روى جامه،كلمه‏«لا اله الا الله‏»،«محمد رسول الله‏»در ميان مربع‏ها با رشته‏هاى ابريشمى بافته شده،و در دو كنار راست و چپ آن،در ميان مربع بزرگ لفظ‏«جل جلاله‏»بشكل شماره 8 نقش گرديده است،و در خاليگاه آن لفظ‏«يا الله‏»نقش مى‏باشد.

روى كمربند كعبه و در قسمت‏شرقى آن با رشته‏هاى نقره‏اى طلافام،آيه مباركه‏« و اذ جعلنا البيت مثابة للناس... »تا« و تب عليا انك انت التواب الرحيم »با خط زيبا نقش گرديده است.

در قسمت جنوبى كمربند;يعنى در ميان ركن حجر الاسود و ركن يمانى،اين آيه مباركه نقش است:« بسم الله الرحمن الرحيم،قل صدق الله... »تا« و الله شهيد على ما تعملون ».

در قسمت غربى كمربند;يعنى ميان ركن يمانى و حجر اسماعيل،آيه مباركه:« و اذ بوانا لابراهيم... »تا« و ليطوفوا بالبيت العتيق »نقش گرديده است. اما در قسمت‏شمالى كمربند،اين عبارت درج است:«هذه الكسوة صنعت فى مكة المكرمة بامر خادم الحرمين الشريفين.»

در روى پرده دروازه كعبه،آياتى از قرآن كريم مثل: رب ادخلني مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق و اجعل لى من لدنك سلطانا نصيرا به اشكال گرد و مربع نقش گرديده است،و در پايين‏تر آن،آيه مباركه:« و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين »و پس از آن آية الكرسى نقش يافته است.

همه اين نوشته‏ها با رشته‏هاى نقره‏اى طلا فام با خط زيبا و قشنگ نقش گرديده است. (2)

در روايات اهل بيت،گرفتن پرده كعبه و تضرع و دعا در آن هنگام،مورد تاكيد قرار گرفته و نقل شده است كه حضرت على بن الحسين-عليهما السلام-فراوان چنين مى‏كرد.

تا اندى قبل بنى شيبه كه سدانت كعبه در دست آنها بود پرده قديم را گرفته ميان خود تقسيم مى‏كردند.آنها اين كار تحت نظارت دولت انجام مى‏دانند.اكنون گويا به دلايل خاصى كه شايد مهمترين آنها جلوگيرى از امر تبرك به پرده كعبه باشد،برخى از علماى وهابى پيشنهاد حفظ پرده و عدم تقطيع و تقسيم سالانه آن را داده‏اند.به دنبال آن قرار شده كه پرده حفظ گردد و در برابر آن،دولت‏سالانه پولى به آل شيبه بپردازد.

اركان كعبه

چهار زاويه كعبه به عنوان چهار ركن شناخته مى‏شود.زمانى كه‏كلمه‏«ركن‏»بدون پسوندى به كار مى‏رود،مقصود همان ركنى است كه حجر الاسود در كنار آن قرار دارد.در انتهاى ضلعى كه در كعبه واقع است،ركن عراقى و در سوى ديگر حجر اسماعيل،ركن شامى و پس از آن،ركن يمانى قرار دارد;به عبارت ديگر،در دو سوى حجر اسماعيل،ركن شامى و عراقى است و در دو ركن مقابل آن،ركن يمانى و ركن حجر الاسود قرار گرفته است.

از ميان اين چهار ركن،فضيلت ركن يمانى و ركن اسود از دو ركن ديگر بيشتر است.روايات زيادى از شيعه و سنى درباره فضيلت و اهميت اين ركن نقل شده است.در روايتى از امام باقر-ع-نقل شده كه رسول خدا-ص-دو ركن يمانى و اسود را استلام مى‏كرد و آنها را مى‏بوسيد و صورتش را بر آنها مى‏نهاد.در روايتى ديگر از امام صادق-ع-آمده كه ركن يمانى درى از درهاى بهشت است و از روز گشوده شدنش،بسته نشده است.همچنين،ركن يمانى از موارد استجابت دعا ذكر شده است.

حجر الاسود

حجر الاسود يا سنگ سياه،جزئى بسيار مقدس از مسجد الحرام است كه در كنار كعبه قرار گرفته.از زمان بناى كعبه،حجر الاسود در كنار آن قرار داشته و پيش از اسلام و پس از آن، مورد اعتناى كامل بوده و به لحاظ همين تقدس است كه رسول خدا-ص-آن را نگاه داشت و ديگر سنگهايى را كه به شكل بت‏ساخته شده بود،به دور ريخت.حجر الاسود،در جريان تخريب كعبه در اثر سيل در فاصله دورى از مسجد قرار گرفت.قريش براى نصب آن با يكديگر به دشمنى پرداختند،اما-همان گونه كه گذشت-با درايت رسول خدا-ص-همه قريش در فضيلت آن سهيم شدند و عاقبت به دست آن حضرت نصب گرديد.به مرور زمان،از حجم نخستين اين سنگ كاسته شد و حتى اجزاى آن از يكديگر جدا گرديد.آخرين بار قسمتهاى مختلف آن را به يكديگر متصل كردند و آن را در محفظه‏اى نقره‏اى قرار دادند و تنها به آن اندازه كه براى بوسيدن و استلام لازم بود،جاى خالى گذاشتند.

در روايات بسيارى كه شيعه و سنى نقل كرده‏اند،حجر الاسود از سنگهاى بهشتى دانسته شده كه همراه آدم-ع-به زمين آمده است.همچنين،در روايتى از پيامبر-ص-حجر الاسود به منزله دست راست‏خداوند خوانده شده كه در روى زمين قرار گرفته است و مردم با دست كشيدن روى آن و بوسيدنش،با خداوند بيعت و اطاعت‏خود را از او تثبيت مى‏كنند.در نقلى از ابن عباس آمده است كه اگر كسى با رسول خدا-ص-بيعت نكرد،و سپس حجر الاسود را استلام كرد،با خدا و رسول بيعت كرده است.در روايات آمده است:اين سنگ در آغاز سفيد بوده،كه با رسيدن دست انسانهاى گنه كار به آن سياه گرديده است.

در سال 317 ه.ق.يكى از فرقه‏هاى منسوب به اسماعيلى مذهبان كه به قرامطه شهرت داشتند،حجر الاسود را از كنار كعبه برداشتند و به احسا بردند.آنان به مدت 22 دو سال-چهار روز كمتر-(تا سال 339 ه.ق.)سنگ را در آنجا نگاه داشتند و سپس در عيد قربان سال مزبور،آن را به جاى نخست باز گرداندند. (1) پس از آن،در طى سالهاى پس از آن،حجر الاسود مكرر-به طور عمد يا غير عمد-از جايش كنده شد و هربار اجزائى از آن خرد و جدا شد.و باز به هم چسبانيده شد.اكنون مجموعه آن در هاله‏اى از نقره قرار داده شده است.

حجر الاسود در حال حاضر در كنار كعبه،در ارتفاع 5/1 مترى زمين قرار دارد.در روايات بر استلام و بوسيدن حجر الاسود سفارش بسيار شده و در نقلها آمده است كه رسول الله-ص-مقيد به استلام و بوسيدن آن بوده است.

حجر الاسود نقطه آغاز و پايان طواف بوده و برابر آن سنگ سياهى روى زمين تا انتهاى مسجد كشيده شده است.به علاوه چراغى سبز رنگ بر ديوار مسجد برابر حجر الاسود نصب شده تا راهنماى طواف كنندگان باشد.

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٦

 

 

ملتزم

قسمتى از ديوار كعبه را كه در يك سوى آن حجر الاسود و در سوى (1) ديگرش درب كعبه قرار دارد،«ملتزم‏»مى‏نامند.اين محل از آن روى ملتزم ناميده شده،كه مردم در آن قسمت به ديوار ملتزم مى‏شوند و دعا مى‏خوانند.در روايتى آمده است كه رسول خدا-ص-صورت و دستهاى خود را بر روى اين قسمت ديوار قرار مى‏داد.همچنين،از پيامبر نقل شده كه فرمود:ملتزم، محلى است كه دعا در آنجا مستجاب مى‏شود و هيچ بنده‏اى نيست كه در آنجا خدا را بخواند و خداوند دعايش را مستجاب نكند.

مستجار

درست در مقابل ملتزم،در سوى ديگر كعبه،ديوار كنار ركن يمانى را«مستجار»مى‏نامند. زمانى كه خانه كعبه دو در داشته،در ديگر آن در اين محل بوده كه مسدود شده است.اينجا نيز از مكانهاى استجابت دعا شمرده شده و محلى است كه مردم بدانجا پناه مى‏آورند;به همين دليل مستجارش مى‏نامند.

حطيم

يكى از محلهاى مقدس مسجد الحرام،و در كنار كعبه،جايى است كه آن را«حطيم‏»مى‏نامند. مردم در اين قسمت براى دعا جمع مى‏شوند و به يكديگر به سختى فشار مى‏آورند.در اين كه آيا حطيم همان فضاى ميان حجر الاسود و باب كعبه است‏يا وسعت بيشترى دارد،اختلاف است.از روايات چنين استفاده مى‏شود كه قسمتى از سطح مسجد الحرام كه تا ديوار كعبه امتداد مى‏يابد،حطيم ناميده مى‏شود.بنا به اظهار برخى از محققان،حطيم قسمتى است كه از حجر الاسود آغاز شده،به سمت زمزم و از آنجا تا مقام ابراهيم و پس از آن حجر اسماعيل ادامه مى‏يابد.اين محدوده را تا ديوار كعبه حطيم مى‏نامند.برخى حطيم را محدوده داخلى حجر دانسته‏اند.

حطيم از آغاز مورد توجه مسلمانان بوده و مردم براى استغاثه و دعا در آنجا جمع مى‏شده‏اند. خواندن نماز در اين قسمت فضيلت بسيار دارد و مورد سفارش قرار گرفته است.

حجر اسماعيل

در فاصله ميان ركن عراقى و شامى،ديوارى است قوسى شكل با ارتفاع 30/1 متر كه آن را«حجر اسماعيل‏»مى‏نامند.حجر اسماعيل نيز يادگارى است از زمان ابراهيم و اسماعيل-عليهما السلام-كه خانه كعبه را بنا كرده‏اند.بنابراين،قدمت آن به زمان بناى كعبه به دست ابراهيم-ع-مى‏رسد.

نقلهاى تاريخى حكايت از آن دارد كه اسماعيل-ع-در همين قسمت،كنار بيت الله الحرام زندگى مى‏كرده و خيمه‏گاه او در اين سوى بوده است.مادرش هاجر نيز با وى در همين جا مى‏زيسته و پس از رحلت،در همين حجر دفن شده است.از آنجا كه حجر اسماعيل داخل در مطاف است،مى‏تواند نشانه‏اى باشد بر عظمت آن.در اصل حجر اسماعيل جزئى از كعبه به شمار مى‏آيد.در بناى كعبه،حجر اسماعيل نيز بازسازى شده است.گويا نخستين بار،منصور عباسى حجر اسماعيل را با سنگهاى سفيد كه در اطرافش نصب كرد،پوشانيد.پس از آن،در دوره مهدى و نيز هارون عباسى اين سنگها تعويض و نو شده است.ناودان طلا نيز كه بر بام كعبه نصب شده در سمت‏حجر اسماعيل قرار دارد. (2)

مقام ابراهيم

يكى از نقاط بسيار مقدس مسجد الحرام،محلى است به نام‏«مقام ابراهيم‏».اين مقام،يكى از شعائر الهى خوانده شده و خداوند درباره آن فرموده است:« و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى. » (3)

اين مكان مربوط به زمانى است كه ابراهيم-ع-ديوارهاى كعبه را بالا مى‏برد.زمانى كه ديوار بالا رفت و ديگر دست بدان نرسيد،سنگى آوردند و ابراهيم-ع-بر روى آن ايستاد و سنگها را از دست اسماعيل-ع-گرفت و ديوار كعبه را بالا برد.در روايت ديگرى آمده است كه ابراهيم بر روى اين سنگ ايستاد و مردم را به حج فرا خواند.بر روى اين سنگ اثرى از انگشتان پاى آن حضرت ديده مى‏شود.اين سنگ به شكل تقريبى،مربع است با طول و عرض 40 سانتى متر و ارتفاع تقريبى 50 سانتى متر و رنگ آن،رنگى ميانه سفيد و سياه و متمايل به زرد است.از زمان مهدى عباسى بدين سو،اين سنگ با طلا پوشانده شده و در محفظه‏اى قرار گرفته است تا صدمه نبيند.

در گذشته،بر روى اين محل،قبه‏اى بزرگ از آجر و سنگ و چوب بنا شده بود كه اطراف آن را با آيات قرآن مزين كرده بودند.از آنجا كه اين قبه قسمتى از مسجد را به خود اختصاص داده و از فضاى مطاف كاسته بود،در سال 1385 ه.ق.به دستور دولت‏سعودى تخريب گرديد و ضريحى كوچك بر روى آن ساخته شد.بدين ترتيب،مساحت مطاف،نزديك به پنج متر افزايش يافت.

زمزم

چاه زمزم از ديگر آثار مسجد الحرام است كه با نامهاى:«چاه اسماعيل‏»،«حفيرة عبد المطلب‏»، «شفاء سقم‏»،«عافيه‏»،«ميمونه‏»،«طعم‏»،«بركه‏»،«بره‏»و...شناخته مى‏شود.اين چاه در سمت‏شرقى مسجد الحرام قرار دارد و همانند ديگر مشاهد حج،از آثار ابراهيم،اسماعيل و هاجر است.در روايات آمده است،پس از آن كه ابراهيم-ع-،همسر و فرزندش را ترك كرد، تشنگى بر آنها غالب شد و خداوند به وسيله جبرئيل،چاه زمزم را براى حفظ جان اسماعيل-ع-و هاجر پديد آورد.بدين صورت،چاه زمزم آيه‏اى است از آيات الهى.

در گذشته،اين چاه آب مكه را تامين مى‏كرد;گرچه بعدها چاههاى ديگرى نيز در مكه و اطراف آن ايجاد شد.عربها براى اين چاه تقدس بسيار قائل بودند و حتى گويند كه ساسان بن بابكان جد سلسله ساسانى نيز از اين چاه آب نوشيده است!وجود اين چاه و اهميت آن براى مردم مكه،باعث‏شد تا در قريش منصب سقايت به وجود آيد.اين منصب در اوان ظهور اسلام، در دست عباس عموى پيامبر-ص-بود.گفته شده كه در جاهليت مدت زمانى اين چاه پر شده بود و سپس عبد المطلب آن را از نو گشود.از آن زمان تا به امروز اين چاه مورد استفاده قرار مى‏گيرد،گرچه هر از گاهى آب آن پايين و بالا مى‏شود.در روايات اهل بيت-عليهم السلام-، نوشيدن از آب زمزم سفارش شده و همه مسلمانان به متبرك بودن آن باور دارند.اكنون دولت‏سعودى نيز ظرفهايى از آب زمزم را به عنوان هديه در اختيار حجاج قرار مى‏دهد.

هنگامى كه بنى عباس سقايت را حق خانوادگى خويش مى‏دانستند، قبه‏اى بر روى زمزم ساختند كه قرنها بر پا بود و بازسازى مى‏شد.در طرح توسعه‏اى كه در عهد سعوديها به اجرا در آمد،در كنار تخريب قبه مقام ابراهيم،ساختمانى نيز كه بر چاه زمزم بود،خراب شد و تنها پلكانى براى رفتن به زير زمين و استفاده از آب نصب گرديد.بعلاوه،آب زمزم به وسيله لوله كشى به خارج از مسجد الحرام انتقال داده شد. (4)

مسعى

مسعى،محلى است كه حجاج بايد در آنجا ميان كوه صفا و مروه،به سعى بپردازند.خداوند در قرآن از صفا و مروه به عنوان‏«شعائر الله‏»ياد كرده است.صفا و مروه دو كوه كوچكى است كه در دامن كوه ابو قبيس و كوه قعيقعان قرار دارد.امروزه خيابانهاى جديد آنها را از يكديگر جدا ساخته و صفا را نيز دو نيم كرده است.

كوه صفا در قسمت جنوبى مسجد الحرام و كوه مروه در ناحيه شمال شرقى آن واقع است.با افزايشى كه در مساحت مسجد الحرام صورت گرفت،مسجد به مسعى پيوند خورد و درهايى از طريق مسجد به مسعى گشوده شد.در روزگار ما،مسعى آخرين حد مسجد الحرام به حساب مى‏آيد.

سعى بين صفا و مروه نيز همانند ديگر مشاهد حج،يادگار اسماعيل و هاجر است:زمانى كه هاجر براى يافتن آب،هفت بار ميان كوه صفا و مروه رفت و برگشت.در جاهليت نيز سعى بين صفا و مروه‏صورت مى‏گرفت،جز آن كه بتى در اين سو و بتى در سوى ديگر قرار داشت كه سعى كنندگان به آنجا مى‏رسيدند و بتها را استلام مى‏كردند;اسلام يادگار هاجر را نگاه داشت و آنچه را مشركان از سر شرك بر آن افزوده بودند،به دور ريخت.

مسعى به دو قسمت رفت و برگشت تقسيم شده است.طول آن 5/394 و عرض آن 20 متر است.ارتفاع طبقه اول 12 و ارتفاع طبقه فوقانى آن 9 متر است.شيعيان،همانگونه كه در طبقه دوم و سوم مسجد الحرام طواف نمى‏كنند،در طبقه دوم مسعى نيز به سعى نمى‏پردازند.

در وسط اين راه،قسمتى نيز براى افرادى كه از راه رفتن عاجزند،احداث شده است.مسعى هيجده در دارد كه شمارى از آنها در سمت‏شرقى مسجد و برخى نيز به سمت‏خارج از حرم است.مجارى نسبتا بزرگى هم در كناره مسعى تعبيه شده است تا در هنگام سيل،آب را به جهات ديگرى هدايت كند و مسعى آسيب نبيند.

در حال حاضر بخشى از كوه صفا باقى مانده كه سعى كنندگان،در هنگام رسيدن به آن،پاى خود را به آن مى‏زنند.گفتنى است كه بخشى از كوه،زير پاى سعى كنندگان سنگ فرش شده و نيازى به اين كار نيست.از كوه مروه تا سال 1374 شمسى(1416 ق.)بخشى مانده بود.در طى اين سال بخش باقى مانده به هدف گسترش محدوده دور زدن سعى كنندگان برداشته شده و در انتهاى آن درى به بيرون گشوده شده است.طبعا بخشى از كوه مروه،در محل دور زدن زير پاى سعى كنندگان است. (5)

مساجد تاريخى مكه

مقدمه‏اى درباره مساجد و اماكن متبرك

پيش از آن كه به شرح مساجد متبرك و تاريخى مكه و مدينه بپردازيم،لازم است نكته‏اى را درباره‏«مسجد و تبرك‏»بيان كنيم:

رسول خدا-ص-نخستين بار در قبا مسجدى ساخت و پس از آن در مركز مدينه مسجد النبى را بنا كرد،مسلمانان به دليل آن كه رسول خدا-ص-در اين دو مسجد نماز خوانده،توجه و اعتناى كامل داشتند;به ويژه به محلى كه آن حضرت نماز خوانده بود.پس از آن هر قبيله‏اى، در هر نقطه‏اى تصميم به ساختن مسجد مى‏گرفت،از آن حضرت دعوت مى‏كرد تا در محلى از محله قبيله آنها نماز بخواند.پس از آن،قبيله مزبور همان نقطه را به عنوان مكانى متبرك مسجد مى‏كردند.حتى خانه‏هايى كه به دليلى رسول خدا-ص-در آنها نماز خوانده بود،براى مسلمانان به عنوان محلى متبرك شناخته شد. بعدها مورخان و محدثان كوشيدند تا فهرست كاملى از مكانهايى كه رسول خدا-ص-در آن نماز خوانده،به دست آورند.اين كار دشوارى نبود;زيرا از ابتدا تمامى اين مكانها به صورت مسجد در آمده بود.

در سالهاى پس از درگذشت آن حضرت،كسانى بر خلاف اين اعتقاد،به بهانه آن كه اين قبيل امور منتهى به شرك مى‏شود!از تبرك جلوگيرى كردند.در آن سالها كسى به اعتراض اين افراد معدود،وقعى ننهاد و همچنان اين امكنه موقعيت‏خود را حفظ كرد تا اين كه در قرن هشتم ه.ق.يكى از علماى اهل سنت با ايجاد انشعابى جديد در مذهب مرسوم اهل سنت، عقايد تازه‏اى را مطرح كرد;اين شخص كه ابن تيميه نام داشت،سخت به مساله‏«تبرك جويى‏»حمله كرده،نماز خواندن در مولد النبى،مسجد البيعه در منا و غار حرا و اين قبيل مكانها را غير جايز!شمرد. (6) ابن تيميه اين قبيل كارها را شرك مى‏دانست.علماى معاصرش،او را طرد كردند.

انديشه كهنه ابن تيميه،بار ديگر در اواخر قرن دوازدهم هجرى،توسط محمد بن عبد الوهاب در سرزمين نجد احيا شد و اكنون مذهبى كه در دنياى اسلام به نام‏«وهابيت‏»شهرت دارد و حاكم بر جزيرة العرب است،مروج اين انديشه مى‏باشد.

تنها نكته‏اى كه در اين مختصر،در برابر اين انديشه و در مورد اين اماكن مطرح مى‏كنيم اين است كه مهمترين دليل بر نادرستى انديشه وهابيت،باقى ماندن محل مكانهايى است كه رسول خدا-ص-در آنجا نماز خوانده است.اين به خاطر تلاشى است كه سلف صالح از صحابه به‏بعد در حفظ اين مكانها داشته‏اند.اگر كسى همچون پيروان مذهب وهابيت بر اين باور است كه بايد پيرو سلف صالح بود،چگونه مى‏تواند اين اقدام آنها را در حفظ اين اماكن ناديده بگيرد؟ زمانى كه خانه عتبان بن مالك كه يكبار رسول خدا-ص-در آنجا نماز خوانده،بيش از دوازده قرن باقى مى‏ماند،چطور ممكن است اظهار كنيم كه آنها باور به متبرك بودن محل نماز خواندن رسول خدا-ص-نداشته‏اند؟

جالب است كه در صدر اسلام كسانى از زائران،در پيش چشمان همين تابعين و سلف،در زيارت از مسجد قبا،درست همان كوچه‏ها و راههايى را طى مى‏كردند كه رسول خدا-ص-در زيارت از اين مسجد و نماز خواندن در آن طى كرد. (7) جالب‏تر آن كه صحابه و تابعين، كوشيده‏اند تا فهرست هر جايى را كه رسول خدا-ص-قدم گذاشته ثبت كنند.فاكهى فهرستى از اين اماكن را تحت عنوان‏«المواضع التى دخلها رسول الله-ص-»در كتاب خود از قول راويان اخبار آورده است. (8)

نكته ديگر آن كه دولت‏سعودى راه جديدى را كه ميان مكه و مدينه ساخت،طريق الهجره ناميد.اين خود به نحوى مساله تبرك را مطرح مى‏كند.شايد به همين دليل بود كه برخى از متعصبان،احياى اين نام را براى اين راه نوعى شرك دانستند. (9)

طبيعى است كه افراط در هر امرى مذموم است و نبايد مسائل كم اهميت بيش از مسائل اساسى مذهب مورد توجه قرار گيرد،اما اين دليل نمى‏شود كه ما شيوه‏اى را كه مورد پسند سلف از صحابه و تابعين و علماى اهل بيت و پيشوايان معصوم-عليهم السلام-بوده،به عنوان شرك كنار بگذاريم و اگر خود باورى داريم،با وجود اعتقاد ميليونها مسلمان به تبرك،آن هم از هر مذهب و مرام كه در حوزه اسلام قرار دارد،عقيده خويش را بر آنها تحميل كنيم.

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٦

 

 

مسجد الجن

اين مسجد مشهورترين و مسجد كهن مكه است.موقعيت آن در پايين كوه حجون به مت‏حرم،حدود پنجاه متر بعد از پل حجون و در حاشيه قبرستان حجون است.خيابان كوچكى است در كنار مسجد با نام‏«شارع مسجد الجن‏»كه هنوز تابلوى قديمى آن بر ديوار وجود دارد.

از نامهاى ديگر اين مسجد،«مسجد الحرس‏»است.به نقل ازرقى،اين نام از آن جهت است كه صاحب الحرس،كه در مكه گشت‏شبانه داشت،به اين محل مى‏آمد و در آنجا با عرفا-چهره‏هاى شناخته شده و برگزيده قبائل-و حراس ديگر،از شعب عامر و ثنية المدنيين،ديدار مى‏كرد.

بنا به نقل برخى از روايات،نامگذارى آن به مسجد جن به جهت رابطه‏اى است كه با سوره جن دارد.مى‏دانيم كه سوره جن يكى از سوره‏هاى قرآن است.خداوند در اين سوره فرموده است:جنها آيات الهى را شنيده و به آنها ايمان آوردند. (1) گويا اين آيات در محلى كه به نام مسجدجن شهرت دارد،نازل شده است.برخى ناميده شدن آن را به مسجد البيعه،به دليل بيعت جن با آن حضرت دانسته‏اند.

برخى روايات تاريخى به اين نكته اشاره كرده‏اند كه رسول خدا-ص-محل مسجد را براى عبد الله بن مسعود مشخص و معين فرمود.

از تاريخ بناى اين مسجد،اطلاعى در دست نيست،اما مى‏دانيم كه مسجد در قرن دوم و پس از آن،به همين نام سرپا بوده و مورخان در طول قرون مختلف از آن ياد كرده‏اند.

مسجد جن در ناحيه شمالى مسجد الحرام،اندكى پس از پل حجون،واقع شده است.در شرق مسجد،خيابان مسجد الحرام و در غرب آن،خيابان جن قرار دارد و مسجد تقريبا در محل تلاقى اين دو خيابان قرار گرفته است.

محل فعلى مسجد دقيقا در محل قبلى آن است و در بازسازى جديد،مساحت آن به 600 متر مربع رسيده است.بناى مسجد محكم و مناره‏اى در ركن شمال شرقى آن قرار دارد.

مسجد الاجابه(مكه)

اين مسجد پايين‏تر از ميدان معابده،در ابتداى شارع ابطح،در طريق مسجد الحرام و در ابتداى شارع الاجابه واقع است.مسجد الاجابه از مساجدى است كه فاكهى در قرن دوم از آن ياد كرده است.در اصل،اين مسجد در آغاز شعبى واقع شده است كه در تاريخ به نام شعب آل قفنذ شناخته مى‏شود.اين شعب در درون كوه العير قرار دارد.

مسجد مزبور در شمار مساجد كهن شهر مقدس مكه است. نامهاى مختلف اين مسجد;عبارتند از«مسجد آل قنفذ»،«مسجد الاجابه‏»و«مسجد الاستراحه‏».

فاكهى مى‏نويسد:در اين شعب،خانه آل خلف بن عبد الله بن سائب بوده كه به آنها آل عبد ربه بن السائب مى‏گويند و در برابر قصر محمد بن سليمان قرار دارد.نام ديگر آن شعب اللئام است.اين همان شعبى است كه دست چپ تو بالاى باغ خرمان است و اين زمان خانه خلفيين از بنى مخزوم است.حضارمه(مردمان منسوب به حضرموت)هم در اين شعب سكونت دارند. شعب مزبور به شعب الخلفيين شناخته مى‏شود.در آنجا مسجدى است كه گفته مى‏شود رسول خدا-ص-در آنجا نماز خوانده است.از زهير بن قنفذ نقل شده كه پيامبر،روز را در غار حرا بسر مى‏برد و شب از حرا پايين آمده به(محل)مسجد مى‏رفت كه پشت‏خانه ابو عبيده بود و به شعب الخلفيين شهرت داشت.در اين وقت‏خديجه هم از مكه مى‏آمد و آنها در نزديكى اين شعب با يكديگر بودند تا از يكديگر جدا شوند. (2)

درباره اين مسجد چند نكته گفتنى است:

نخست آن كه:باغ خرمان در برابر مسجد الاجابه،اندكى به سمت‏حرم بوده و اكنون دقيقا جايى است كه شهردارى مكه(امانة العاصمة المقدسة)در آن قرار گرفته.اندكى از خيابان به سمت ريع اذاخر را نيز بايد داخل در باغ خرمان دانست.

دوم آن كه:مسجد الاجابه حداقل تا قرن سوم به اين نام شهرت نداشته است.آنچه فاكهى آورده عنوان‏«مسجد آل قنفذ»است.

سوم آن كه:كتيبه‏اى در مسجد الاجابه موجود است كه اشاره به بازسازى آن دارد كه قرن دهم هجرى است به علاوه دو بيت‏شعر نيز درباره بازسازى اين مسجد بر كتيبه‏اى ديگر در اين سوى محراب آمده است.

ابن بطوطه در سفرنامه خود از مسجد الاجابه با اين عبارت ياد كرده و مى‏نويسد:آنجا مسجدى است كه رسول خدا-ص-در سفر عمره،پس از بازگشت در آنجا استراحت كرد و اكنون مردم آن را از روى تبرك مى‏بوسند. (3) ابن فهد هم در حوادث سال 720 نوشته است:در اين سال مسجد الاجابه تعمير شد.اين مسجد سمت چپ رونده به سوى منا و در نزديكى ثنية اذاخر است و گفته مى‏شود كه رسول خدا-ص-در آن نماز خوانده است. (4) همو در حوادث سال 831 آورده:امير سيف الدين شاهين عثمانى در اين سال مسجد الاجابه را كه در شعبى نزديك ثنية اذاخر است تعمير كرد. (5) چهارم آن كه:تا اين جا چند وجه درباره دليل حضور رسول خدا-ص-در اين محل،از عبارت ديگران نقل كرديم.يكى همان اشاره ابن بطوطه است كه حضرت در بازگشت از عمره در اينجا استراحت كرده‏اند.ديگر آن كه حضرت روزها در غار حرا مانده و شب را در اينجا باخديجه-س-بوده است.ابن فهد هم نقل كرده است كه گفته‏اند: جن‏ها در اينجا با رسول خدا-ص-ديدار كردند.

جميل كتبى نويسنده معاصر مكى نوشته است:اين مسجد را«مسجد الاستراحه‏»گفته‏اند چون مكانى است كه رسول خدا-ص-در باز گشت از منا در روز سيزدهم در سفر حجة الوداع، در اينجا استراحت كرده است. (6) به نقل همو،گفته‏اند كه حضرت در كودكى در اينجا گوسفندان را به چرا مى‏آورده است. (7) آشكار است كه اينها اقوال شفاهى بوده كه اين نويسندگان از مردم مى‏شنيده‏اند.مهم اشاره فاكهى است كه گفته است:نقل شده كه حضرت در اينجا نماز خوانده است.

در سال 1394 ه.ق.ساختمان قديمى مسجد خراب گرديد و بناى جديدى در همان محل قبلى ساخته شد.بناى فعلى آن مربع شكل و داراى مساحتى در حدود 400 متر مربع است. مناره‏اى نيز در محل اتصال ديوارهاى جنوب و غرب آن قرار دارد.اين مسجد از مساجد داير مكه به شمار مى‏آيد.

مسجد المتكا

در ميان مساجد شهر مقدس مكه،از مسجدى با نام مسجد متكا ياد شده است.اين مسجد در اجياد صغير،در شعبى كوچك كه به پشت كوه ابو قبيس چسبيده بوده،قرار داشته است.

ازرقى در ذيل مدخل اجياد صغير مى‏نويسد:اين شعب كوچكى است كه به كوه ابو قيس چسبيده و در برابر آن،اجياد كبير در ابتداى خانه هشام بن ابى العاص و خانه زهير بن ابى اميه تا برسد به مسجد المتكا قرار دارد. (8) همو در جاى ديگرى درباره مساجدى كه حضرت در آنها نماز خوانده مى‏نويسد:و مسجد باجياد و موضع يقال له المتكا.پس از آن چند نقل آورده كه عدم قطعيت موضع مذكور را به عنوان محل اقامه نماز پيامبر-ص-نشان مى‏دهد;با اين حال مى‏نويسد:قطعى است كه رسول خدا-ص-در اجياد نماز خوانده است. (9) محقق كتاب اخبار مكه ازرقى نوشته است:مسجد المتكا در شعبى است كه چاه عكرمه در آن است و آن در اجياد صغير،در دامنه كوه خندمه واقع شده است.

زهير كتبى از نويسندگان معاصر نوشته است:مسجد متكا در اين اواخر منهدم گرديد و به جاى آن هتل قاهره ساخته شد.اين هتل هم پس از مدتى خراب شد و هتل كعكى جاى آن بنا گرديد. (10) در حال حاضر روبروى باب اجياد خيابانى است كه ابتداى آن دست چپ كسى كه از حرم داخل آن خيابان مى‏آيد مستشفى العام است.بعد از آن پلى است و پس از حدود يك صد متر دست راست،هتل كعكى است و روبروى آن هتل ايلاف قرار دارد كه در ورودى آن هتل البته تا خيابان فاصله دارد.قاعد تا بايد فاصل‏هتل كعكى تا مسجد الحرام بين 400 تا 500 متر باشد.

مسجد شجره

مسجدى با اين نام-جدا از مسجد شجره معروف كه ميقات است-در شهر مكه وجود دارد كه در شمار كهن‏ترين مساجد اين شهر است.

فاكهى در خبرى آورده است:نقل كرده‏اند كه رسول خدا در مسجد شجره نماز خوانده است. اين مسجد پايين‏تر از محله ياجج قرار دارد.فاكهى در خبر ديگرى آورده:هر زمان كه عبد الله بن عمر به مكه مى‏رفت،ابتدا در مسجدى فرود مى‏آمد كه شجره نزديك آن بود.وقتى آن را خلوت مى‏ديد در آن نماز مى‏خواند و اگر خلوت نبود به جاى ديگرى مى‏رفت.فاكهى سپس ضمن شعرى آورده كه ياجج در بطحا بوده است. (11) بطحا در محوطه‏اى ميان ميدان معابده فعلى تا حوالى مسجد الجن است. (12) اين هم گفتنى است كه عبد الله بن عمر مقيد بود كه هر كجا رسول خدا-ص-توقف كرده يا نماز خوانده،نماز بخواند.

فاكهى در جاى ديگرى آورده:از جمله مساجدى كه نماز خواندن در آنها مستحب است و آثار رسول خدا-ص-در آن هست،مسجدى است كه آن را مسجد شجره مى‏خوانند.اين مسجد در قسمت اعلاى مكه در پشت دار منارة البيضا،در كنار كوه و در برابر حجون و مقابل مسجد الحرس(مسجد الجن)است.در آنجا درختى بوده كه رسول‏خدا-ص-آن را صدا كرده و درخت نزد آن حضرت آمده است.وى سپس پنج روايت درباره اين معجزه پيامبر-ص-در محل مسجد مزبور نقل كرده است. (13) در يكى از اين روايات آمده است كه حضرت ركانة بن عبد يزيد بن هاشم را به اسلام دعوت كرد.او گفت:ايمان نخواهم آورد تا درخت را صدا كنى و او نزد تو آيد.حضرت روى به درخت كرده فرمودند:به اذن خداوند نزد من آى!و درخت نزد آن حضرت آمد.

ازرقى هم از مسجد شجره ياد كرده و نوشته است كه آن مسجد در برابر مسجد الجن است. آنگاه اشارتى به معجزه حضرت رسول-ص-در آنجا كرده است. (14) زهير كتبى درباره وضعيت فعلى مسجد شجره مى‏نويسد:اين مسجد در همسايگى مسجد جن(در مسير شخص عازم حرم)و در نزديكى ميدان سليمانيه(و اكنون پل سليمانيه)قرار دارد.نام فعلى آن مسجد، مسجد الجندراوى(منسوب به ابراهيم جندراوى)است (15) مسجد مورد نظر،حدود صد متر پايين‏تر از مسجد جن و در امتداد شارع الجن و طريق مسجد الحرام،درست قبل از پل سليمانيه است.طول و عرض تقريبى آن دوازده در بيست متر مى‏باشد و در حال حاضر تابلوى مسجد رقم 43 را نشان مى‏دهد.

گفتنى است كه روبروى مسجد شجره،مسجد كوچك ديگرى است كه بايد كهن باشد،اما هيچ‏گونه آگاهى درباره اين كه ممكن است‏همان مسجد شجره باشد،نيافتيم.

مسجد ردم الاعلى يا مسجد الرايه

فاكهى در كتاب خود(اخبار مكه)از مسجدى با اين نام ياد كرده است.«ردم‏»به معناى سد است.اعلى هم قسمت عالى مكه(المعلاة)يعنى همين طريق مسجد الحرام(مسير منا)است در برابر مسفله كه بخش پايين مكه از اجياد به آن سو است. (16) فاكهى مى‏نويسد:اين مسجد در بخش اعلاى مكه در كنار الردم الاعلى و در نزديكى چاه جبير بن مطعم بن عدى بن نوفل قرار داشته است.به اين چاه‏«بئر العليا»هم گفته مى‏شده است.او مى‏افزايد:گفته شده كه رسول خدا-ص-در اينجا نماز خوانده است.

از يكى از صحابه نقل شده كه رسول خدا-ص-را ديدم كه نماز ظهر و عصر را در نزديكى بئر عليا مى‏خواند.عبد الله بن عباس بن محمد در اين محل مسجدى بنا كرد و در كنارش حوضى ساخت كه در آن آب ريخته مى‏شد.برخى از فقهاى مكه مى‏گفتند كه خانه‏هاى مكه قديم از اينجا بالاتر نبوده و همه خانه‏ها بين مسجد الحرام تا اينجا بوده است. (17) بئر جبير بن مطعم هم كه تا اين اواخر بوده،طبق اظهار نظر محقق كتاب ازرقى در نزديكى مسجد الحرام قرار داشته است.

در اينجا سيل بندى بوده كه در مسير وادى ابراهيم قرار داشته است.مسير اين مسيل، درست در طريق مسجد الحرام قرار داشته و از كنار كعبه‏مى‏گذشته و به سمت اجياد مى‏رفته است.ايجاد اين سد براى حفاظت از خانه‏هاى مردم و خانه خدا بوده است.

فاسى در ذيل حوادث سال 601 نوشته است كه در اين سال مسجد الرايه تعمير شد. (18) ابن فهد در ذيل حوادث سال 801 نوشته است كه در اين سال مسجد الرايه تعمير شد. (19) در سال 852 نيز طى مراسمى از محل مسجد الرايه تا مسعى شمع روشن كرده‏اند. (20) بر پايه نظر عبد الملك بن دهيش محقق كتاب فاكهى،اين مسجد همان است كه اكنون در آغاز بازار جودريه-كه ايرانيان آن را بازار ابو سفيان مى‏خوانند-قرار دارد.يك سمت آن به سوى بازار و سمت ديگر در همان طريق مسجد الحرام است.مسجد مزبور بسيار بزرگ است و اكنون به نام مسجد الرايه شناخته مى‏شود كه نامى جديد است.

مسجد الرايه در سال 1361 ه.ق.نيز مجددا باز سازى شده است.آخرين بار در سال 1394 ه.ق. به دليل مشكلات طرحهاى توسعه،محل آن اندكى تغيير كرد و اينك به ناحيه شمالى محل سابق انتقال يافته است!مساحت فعلى آن 232 متر مربع است.

مسجد الغنم

فاكهى از محله‏اى در قرن مسقله-كه گاه مصقله هم نوشته مى‏شودياد كرده و آن محلى است كه رسول خدا-ص-پس از فتح مكه در آنجا نشست و مسلمان شده‏هاى شهر مكه با آن حضرت بيعت كردند. (21) ازرقى آنجا را مسجدى مى‏داند كه پيامبر پس از فتح مكه در آن با مردم بيعت كردند.اين مسجد در محله قرن مسقله بوده است.وى مى‏نويسد:اين مسجد در قسمت اعلاى مكه نزديك سوق الغنم در قرن مسقله بوده است. (22) محقق كتاب از ابن ظهيره نقل كرده كه گفته است:و هذا المسجد لا يعرف الآن. (23) اما همو در مورد ديگرى در پاورقى نوشته است:سوق الغنم در قديم در واديى بود كه در شرق كوه الرقمتين قرار داشت و اكنون سوق الجودريه-به قول ايرانيها بازار ابو سفيان-نام دارد.در آنجا مسجد كوچكى است با نام مسجد الغنم،و بعيد نمى‏نمايد كه همان مسجدى باشد كه ازرقى از آن در محله قرن مسقله ياد كرده است. (24)

گفتنى است كه در ابتداى بازار مزبور،از سمت‏حرم به سمت بالا،دست چپ،زاويه كوچك حدود دوازده مترى بوده كه مصلى بوده و حدود دو سال پيش خراب شده و مغازه‏اى با نام السريحى للخردوات و الهدايا ساخته شده است.در جستجوى محدود ما مسجد ديگرى در اين منطقه شناخته نشد.شخصى از مغازه‏داران آن حدود گفت كه اين زاويه نامش زاوية الامام الطبرى بوده است.

از اين مسجد هم با عنوان مسجد البيعه ياد شده كه عبد الملك دهيش معتقد بود از ميان رفته است.عاتق بن غيث بلادى متخصص تاريخ مكه اظهار داشت كه مسجد البيعه يا مسجد الغنم همان است كه روبروى اداره تلفنخانه،پايين‏تر از پل حجون است.او گفت كه قرن مصقله دقيقا همانجاست.بدين ترتيب به طور دقيق نمى‏توان درباره محل اين مسجد سخن گفت.

مساجد داخل مكه

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٦

 

 

مسجد مختفى

تا سالها قبل،مسجدى در پشت‏خانه آن حضرت در شعب ابى طالب بوده كه به نام‏«مسجد مختفى‏»شناخته مى‏شده است.به نقل فاكهى،خانه ابو لهب در كنار خانه خديجه و رسول خدا-ص-بوده است. (1) او همراه همسرش به آن حضرت آزار مى‏رساندند.فاكهى مى‏نويسد:در خانه خديجه سنگى خارج از خانه بود كه بنا به نقل سليم بن مسلم،يا فردى ديگر از مردم مكه،رسول خدا-ص-در وقتى كه مخالفان از خانه عدى بن حمرا و خانه ابو لهب سنگ بر خانه آن حضرت مى‏ريختند در پشت اين سنگ مخفى مى‏شد.اندازه اين سنگ يك ذراع و يك وجب بوده است. (2) اين محل به‏«مسجد مختفى‏»شهرت داشته و تا قبل از خراب شدنش،در زمان روى كار آمدن عبد العزيز سعودى،بناى كوچكى داشته است.

فاسى از آن با عنوان‏«مسجد المختبى‏»ياد كرده و نوشته است:مسجدى در سوق الليل در نزديكى مولد النبى است كه آن را مسجدمختبى گويند و مردم در ايام تولد آن حضرت به آنجا مى‏روند. (3) اين هم گفتنى است كه در زمان فاكهى;يعنى قرن سوم هجرى،در شعب على بن ابى طالب كه در درون همان شعب ابى طالب قرار دارد مسجدى بوده كه آثارى از رسول خدا-ص-در آن بوده است.فاكهى پس از نقل اين خبر مى‏نويسد:كه معراج از شعب ابى طالب بوده است. (4) اكنون اين شعب به نام‏«شعب على‏»كه همان امام على بن ابى الب-ع-است‏شناخته مى‏شود.

مسجد حمزه

اين مسجد منسوب به حمزه است و در منطقه مسفله،در نزديكى تلاقى خيابان ابراهيم و خيابان حمزة بن عبد المطلب قرار دارد.

مسجد حمزه،مسجد كوچكى بود و در بازسازى آن،كه به سال 1375 ه.ق.صورت گرفت، مساحتش به 160 متر مربع رسيد.حمزة بن عبد المطلب،عموى رسول خدا-ص-و از سرداران بنام سپاه اسلام بود.او در مكه به رسول خدا-ص-ايمان آورد و سبب تقويت اسلام در مكه شد.بعد از هجرت،در جنگ بدر شجاعانه جنگيد و در جنگ احد به شهادت رسيد.رسول خدا او را سيد الشهدا ناميد.

مسجد بلال

اين مسجد منسوب به بلال است و بر فراز كوه ابو قيس بوده كه‏مساحتى حدود يكصد متر مربع داشته است.در طرحهاى جديد توسعه و بناى كاخهايى كه براى ميهمانان دولت‏سعودى بر فراز كوه ابو قبيس ساخته شده،اين مسجد از ميان رفته و اكنون اثرى از آن بر جاى نمانده است!

بلال بن ابى رباح،از نخستين گروندگان به اسلام بود.او شكنجه‏هاى سخت از سوى مشركان ديد;اما مقاومت كرد و با فرياد«احد،احد»خود آنها را آزار داد.وى پس از فتح مكه،بر بام كعبه ايستاد و بانگ اذان سر داد.برخى هم گفته‏اند كه روى كوه ابو قبيس اذان گفته و محل اذان گفتن وى مسجد شده است.چنين به نظر مى‏رسد كه بعدها كسى به ياد و نام بلال اين مسجد را بر فراز ابو قبيس ساخته است.

مسجد ام هانى

ام هانى خواهر امير مؤمنان-ع-و از زنان معروف قريش است كه زمانى رسول خدا-ص-قصد داشت وى را به زنى بگيرد،اما او به دلايلى عذر آورد و رسول خدا-ص-نيز عذر او را پذيرفت. خانه وى در نزديكى كوه صفا بوده است.گفته شده كه خانه وى در توسعه مسجد الحرام در زمان مهدى عباسى به داخل مسجد افتاده است.

ازرقى نوشته است كه بنى هاشم صاحب خانه ام هانى بوده‏اند كه در نزديكى مناره واقع شده و در توسعه مسجد در زمان مهدى عباسى در سال 167 داخل مسجد قرار گرفت. (5) درى از درهاى مسجد الحرام نيز كه در برابر اين خانه بوده به نام‏«باب ام هانى‏»بنت ابى طالب ناميده مى‏شده‏است. (6) رسول خدا-ص-پس از فتح مكه،به اولين خانه‏اى كه وارد شد خانه ام هانى بود.بعدها عبد الله بن مسعود هم كه به مكه مى‏آمد به خانه ام هانى مى‏رفت.اين نشان مى‏دهد كه خانه او،خانه‏اى بزرگ و اعيانى و محل استقبال از بزرگان بوده است.

با اين حال در اواخر قرن نهم از مسجدى با نام مسجد ام هانى در نزديكى حرم ياد شده (7) كه ممكن است در اصل نزديك به خانه وى بوده باشد.

مسجدى در راه ذى طوى

فاكهى مى‏نويسد:در شمار مساجدى كه آثارى از رسول خدا-ص-در آنها هست،مسجدى است در ذى طوى،در سر دو راهى تنعيم و جده.مصحح در پاورقى نوشته است كه اين مسجد دست راست كسى قرار داشت كه به سمت ذى طوى مى‏رفت،درست‏سر دو راهى تنعيم-جده. اما در توسعه خيابان از بين رفته است!؟ (8)

مسجد ابو بكر

يكى ديگر از مساجد قديمى مكه،مسجدى است منسوب به ابو بكر;گفته‏اند كه رسول خدا-ص-به هنگام هجرت،كه در شب به سوى غار ثور مى‏رفت و ابوبكر وى را همراهى مى‏كرد،حركت‏خود را از آنجاآغاز نمود.اين مسجد نيز در منطقه مسفله در نزديكى مسجد حمزه قرار دارد.مسجد مزبور از قرن سوم به اين سو،در مصادر تاريخى ياد شده است.

مسجد فعلى در محل قبلى مسجد بنا شده و فاصله آن تا مسجد الحرام چند صد متر و مساحت آن در حدود 160 متر مربع است.

مساجد اطراف مكه

مسجد تنعيم

در راه مكه-مدينه،منطقه‏اى است به نام نعمان كه در ميان دو كوه ناعم و نعيم قرار گرفته. اين منطقه حدود دو فرسنگ با مكه فاصله دارد. تنعيم نام درختى است كه در باديه شناخته شده است.

مسجدى كه در اين ناحيه وجود دارد و به نام مسجد تنعيم شناخته مى‏شود،از ميقاتهاى عمره مفرده است.زمانى اين مسجد به نام مسجد عايشه هم شهرت يافته;زيرا رسول خدا-ص-به او دستور داده بود تا از اين محل محرم شود.

مسجد تنعيم در قرون گذشته مورد توجه مورخان و سفرنامه نويسان بوده و بارها بازسازى شده است.از جمله بازسازيها در دوره عثمانى انجام گرفته،ولى فاقد سقف بوده است.در سال 1398 ه.ق.،اين مسجد بار ديگر بازسازى شد و مساحت آن حدود 1200 متر است.

مسجد على-ع-در تنعيم

از اين مسجد جز يك يادداشت مختصر چيزى نداريم و آن همان است كه ابن فهد درباره ابن زبير و محل محرم شدن او آورده است:عبد الله ابن زبير از محلى در برابر مسجد عايشه كه به مقدار يك تير از آنجا فاصله داشته،محرم شد و اين محل نزديك مسجدى بود كه منسوب به على-ع-بوده است. (9) گفتنى است كه وى اين مطلب را در ذيل حوادث سال 64 هجرى آورده است.

مسجد جعرانه

يكى ديگر از ميقاتهاى عمره مفرده،منطقه جعرانه است.رسول خدا-ص-پس از بازگشت از جنگ حنين براى مدتى قريب پانزده روز در جعرانه توقف نمود و غنايم جنگ با هوازن را ميان مردم تقسيم كرد.در جعرانه مسجدى وجود دارد كه به نام مسجد الرسول معروف است. درباره اين كه آيا رسول خدا-ص-در محل فعلى اين مسجد نماز گزارده است،روايت تاريخى خاصى وجود ندارد،جز آن كه آن حضرت چندين روز در اين منطقه بوده است.

مسجد الرسول در سمت چپ وادى جعرانه قرار دارد.اين مسجد در سال 1263 ه.ق.توسط همسر يكى از شاهان حيدر آباد هند بازسازى شد كه از وى كتيبه‏اى نيز در مسجد به يادگار مانده است.مسجد جعرانه بار ديگر در سال 1370 و سپس در سال 1384 ه.ق.،توسط وزارت اوقاف سعودى در مساحت بيشترى بازسازى شد.مساحت فعلى مسجد1600 متر مربع و معمارى آن شبيه مسجد تنعيم است.

مسجد شجره

جداى از مسجد شجره كه ميقات است و جداى از مسجد الشجره كه در داخل شهر مكه قرار دارد،مسجدى ديگر با همين نام در منطقه حديبيه در نزديكى مكه بوده است.مى‏دانيم كه رسول خدا-ص-در سال ششم هجرت براى انجام عمره به مكه آمد،اما مشركان مانع شدند و آن حضرت براى اين كه با آنها درگير نشود،راه را به طرف غرب كج كرد و در حديبيه كه در مسير قديمى جده واقع است،توقف كرد و سپس نماينده‏اى به مكه فرستاد و پس از آن كه اين نماينده باز نگشت،در زير درختى با اصحاب خود بيعت كرد تا در برابر دشمن بايستند.اين بيعت را به نام بيعت رضوان و بيعت‏شجره مى‏شناسند.با بازگشت نماينده رسول خدا-ص-جنگ منتفى شد و پس از آن صلح حديبيه به امضا رسيد.

در جاى اين درخت،مسجدى بوده است كه شجره ناميده مى‏شد و توسط دولت‏سعودى تخريب گرديد.درخت مزبور نيز توسط خليفه دوم از ريشه كنده شد! (10) فاكهى از مسجدى در حديبيه ياد كرده كه نامش مسجد آل كرز بوده و مردم بر اين باور بوده‏اند كه رسول خدا-ص-در آنجا نماز خوانده است. (11) اكنون مؤلف آگاه نيست كه آيا اين مسجد در حديبيه وجود دارد يا نه.

مسجد غدير خم

در سه مايلى منطقه جحفه،در محل غدير خم،جايى كه رسول خدا-ص-على بن ابى طالب را به امامت منصوب كرد،مسجدى با نام‏«مسجد غدير»بوده است.در روايات اهل بيت-عليهم السلام-از اين مسجد ياد شده و نماز خواندن در آن توصيه گرديده است. (12) گزارش اين مسجد در قرنهاى مختلف،در كتابهاى تاريخى ثبت است.به دليل روايات مربوط به مسجد غدير،فقهاى شيعه در آثار خود استحباب خواندن نماز توسط زائران را در اين مسجد ياد آور شده‏اند. (13)

مشاعر مقدس و مساجد آنها

عرفات

عرفات،نام منطقه وسيعى است با مساحت‏حدود 18 كيلومتر مربع كه در شرق مكه،اندكى متمايل به جنوب در ميان راه طائف و مكه،قرار گرفته است.اين منطقه به وسيله كوههايى كه به شكل نيم دايره در اطرافش قرار دارد،مشخص شده است.زائران بيت الله الحرام در روز عرفه;يعنى نهم ذى حجه در اين منطقه حضور دارند.اين حضور،در اصطلاح فقهى‏«وقوف‏»ناميده مى‏شود و از اركان حج تمتع است.عرفات خارج از محدوده حرم قرار دارد و اطراف آن با علائم و تابلو به طور دقيق مشخص شده است.

گفته‏اند نام عرفات مربوط به زمانى است كه جبرئيل مراسم حج را به آدم-ع-آموزش داد و در پايان به او گفت:«عرفت؟»(آيا شناختى؟).و در نقلى ديگر آمده است كه آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به روى كره خاكى،در اين منطقه همديگر را يافتند و يكديگر را شناختند(تعارفا).

در شمال شرقى عرفات‏«جبل الرحمه‏»قرار دارد.اين كوه مستقل از كوههايى است كه منطقه را در حصار خود گرفته.روايت‏شده است كه رسول خدا-ص-خطبه حجة الوداع را بر فراز اين كوه ايراد كرد. (14)

مسجد نمره

در سمت غربى عرفات،مسجدى است بزرگ به نام‏«مسجد نمره‏».اين مسجد را به نام‏«مسجد ابراهيم‏»و«مسجد عرفه‏»هم مى‏خوانند.مسجد نمره احتمالا در قرن دوم هجرى بنا شده و پس از آن همواره مورد توجه مورخان و سفرنامه نويسان بوده است.محتمل است كه مسجد از قرن نخست بر پا بوده و بعدها تجديد بنا شده است.

مساحت مسجد در عهد مهدى عباسى،حدود هشت هزار متر مربع بوده و اين نشانه اهميتى است كه اين مسجد در قرن دوم هجرى براى مسلمانان داشته است.مسجد نمره در سال 559 ه.ق.به دست جواد اصفهانى وزير،بازسازى شد و مساحت آن تا حدود 14400 متر افزايش يافت. گويا اين مسجد در آن زمان بدون سقف و رواق بوده است;سپس در عهد عثمانيها رواقهايى براى آن ساخته شد.

بناى فعلى مسجد در عهد سعوديها ساخته شده و مساحت آن حدود هجده هزار متر مربع است.اكنون اين مسجد داراى رواقهاى متعددو نيز چهار مناره است كه در شرق و غرب آن قرار دارد.

مشعر الحرام

فاذا افضتم من عرفات فاذكروا الله عند المشعر الحرام (15) در راه باز گشت از عرفات به سوى مكه،وادى مازمين واقع شده كه در ميان دو كوه قرار دارد.«مازم‏»به معناى راه تنگ و يا تنگه است و اين اشاره به دو راه رفت و برگشت تنگ اين ناحيه مى‏باشد.با عبور از اين وادى به‏«مزدلفه‏»مى‏رسيم كه مشعر الحرام در آنجا واقع شده است.در سوى ديگر مشعر الحرام، وادى محسر قرار دارد. (16) منطقه مشعر با علائم‏خاصى مشخص شده و وقوف در آن از اركان حج تمتع است.نام مزدلفه را از آن روى انتخاب كرده‏اند كه محل اجتماع مردم است.

مسجد مزدلفه

در فاصله شش كيلومترى مسجد نمره و پنج كيلومترى مسجد خيف در منا،مسجد مزدلفه قرار دارد.اين مسجد در آغاز عهد عباسى مساحتى حدود چهار هزار متر مربع داشته و تنها داراى حصار در اطراف بوده و سقفى نداشته است.مسجد مزبور بارها بازسازى شده است. عثمانيها در سال 1072 ه.ق.آن را بازسازى كردند.در سال 1399 ه.ق.بناى جديد آن خاتمه يافت.اكنون مساحت مستطيل شكل آن حدود شش هزار متر مربع است.

منا

منا،پس از گذشتن از وادى محسر آغاز مى‏شود;جايى كه حجاج از روز دهم تا دوازدهم-و برخى تا روز سيزدهم-در آن مى‏مانند.فاصله شمال مكه تا منا شش كيلومتر است.نزديكترين موقعيت منا به مكه،جمره عقبه است;جايى كه نخستين بار مسلمانان يثرب با رسول خدا-ص-بيعت كردند و بيعت آنها با نام‏«بيعة العقبه‏»شهرت يافت.دورترين قسمت آن نيز وادى محسر است كه ميان مزدلفه و منا قرار دارد.

گفته‏اند كلمه‏«منا»بر گرفته از اين سخن جبرئيل به آدم-ع-است كه:«تمنى الجنة؟»(آيا آرزوى بهشت دارى؟)

چند مسجد در منا وجود داشته كه برخى از ميان رفته و برخى موجود است.

مسجد خيف

مسجد خيف،مهمترين مساجد منا به شمار مى‏رود.درباره محل و فلسفه پيدايش آن،روايت جالب توجهى وجود دارد.مى‏دانيم كه در سال پنجم هجرت،مشركان مكه به تحريك يهوديان، پيمان اتحادى را با برخى از قبايل عرب امضا كردند تا به مدينه حمله كنند و ريشه اسلام را از اساس بر كنند.محلى كه آنان براى امضاى اين پيمان انتخاب كردند،جايى بود كه بعدها مسجد خيف در آنجا بنا گرديد.اين بدان معنا است كه در محلى كه مشركان پيمان ضد اسلام بستند،مسجدى بنا شد كه تا ابد شكست اتحاد قريش با قبايل عرب را فرياد كند.

خيف به محلى گويند كه در آنجا از شدت كوهستانى بودن منطقه كاسته شده اما هنوز به صورت دشت در نيامده است.چنين منطقه‏اى در دامنه كوه صفايح قرار گرفته و مسجد نيز در همين ناحيه ساخته شده است.

مسجد خيف شاهد خطبه مهم رسول خدا-ص-در حجة الوداع بوده كه در روايات متن آن خطبه نقل شده است.به علاوه در روايات پيشوايان معصوم-عليهم السلام-آمده است كسى كه در منا است،تا مى‏تواند نمازهايش را در مسجد خيف بخواند;چرا كه در آن هفتاد پيامبر-ص-نماز خوانده‏اند.در نقلى هم آمده است كه مسجد خيف مدفن آدم-ع-است.

مسجد خيف از نخستين مساجد است و نخستين مشاهدات تاريخى از آن را از قرن سوم در دست داريم.در سال 240 ه.ق.سيل آن را تخريب كرد.سپس بر جاى آن مسجدى بنا گرديد و سيل بندى نيز ساخته شد تا حفاظى براى مسجد باشد.مساحت مسجد در آن زمان 1500 متر مربع بوده است.

در اطراف مسجد خيف،رواقهاى كوچكى نيز بوده است.اين مسجد در سال 556 ه.ق.به دست جواد اصفهانى وزير بازسازى شد.مسجد خيف در قرن نهم هجرى بناى با شكوهى داشته است.

مسجد خيف تا پيش از اين بازسازى،يك چهار ديوارى داشت.وسط آن بقعه‏اى بوده كه منار هم داشته و مشهور به مقام ابراهيم بوده است.شيخ عباس قمى در مفاتيح نوشته است كه كنار مناره نماز مستحبى(6 ركعت)خوانده شود.در آن زمان كف مسجد،شنى بوده است.

آخرين بازسازى مسجد در سال 1392 ه.ق.به دست دولت‏سعودى با بناى نسبتا بزرگ و رواقهاى متعدد و مساحتى در حدود 23660 متر مربع انجام گرفته است.طول اين مسجد 182 و عرض آن 130 متر است.

درب اين مسجد تنها در ايام منا باز است و در طول سال مسدود مى‏باشد.متاسفانه در آن ايام هم،محل استراحت افراد بى سرپناه بوده و هيچ جاى عبادت در آن نيست.تنها در وقت نماز امكان خواندن نماز در آن هست.

  
نویسنده : حاج غلامرضا نورمحمد نصرآبادی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٦

← صفحه بعد